{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن کوچه گذشتم،

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن کوچه گذشتم،
همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم،
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم،
شدم آن عاشق دیوانه که بودم.
 
در نهانخانة جانم، گل یاد تو، درخشید
باغ صد خاطره خندید،
عطر صد خاطره پیچید:
 
یادم آم که شبی باهم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دل‌خواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم.
 
تو، همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت.
من همه، محو تماشای نگاهت.
 
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشة ماه فروریخته در آب
شاخه‌ها  دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ......
شبتون خوش.
دیدگاه ها (۲۰)

شوق دیدار تو لبریز شد ازجام وجودمشدم آن عاشق دیوانه که بودم....

حال بگو گفتم :دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بیجان .

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

The Last Shadow

سناریو تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط