...

...
بر آن رخسار تا آن طره طرار افتاده
دو عالم را دل از کف رفته، دست از کار افتاده

روا گرچه نمی‌دارد دلی کز عشق رنجور است
دل خامم پی درمان درین بازار افتاده

از آن درمان که می‌گویند عاشق را نمی‌باشد
دلم بو برده در دکان هر عطار افتاده

ندارد گرچه پروای دل زار گرفتاران
به امیدی دلم دنبال آن دلدار افتاده

#فیض_کاشانی
#ایران_زیبا
#صبح_پاییزی در "بوستان همیاری" منطقه ۲ تهران
#رخسار #طره #عالم #دل #کف #دست #کار #روا #عشق #رنجور #خام #درمان #بازار #عاشق #دکان #عطار #پروا #دل_زار #گرفتار #امید #دلدار #بوستان_همیاری #تهران #پاییز #مهر
#flowers
#flower
دیدگاه ها (۰)

...بر آن رخسار تا آن طره طرار افتادهدو عالم را دل از کف رفته...

...تماشا می‌کند هر دم دلم در باغ رخسارشبه کام دل همی نوشد می...

(شعر از خودم) گر پیش رخم صورت آن یار نباشد× بگذار بنالم که ج...

از دیده ی دل پرده ی پندار گرفتیمتا رخصت نظّارهٔ دیدار گرفتیم...

از تو ای عشق در این دل چه شررها دارمیادگار از تو چه شبها، چه...

سلام بچه ها این شعر ی کم طولانیه ولی دوسش دارم اگه حوصلشو دا...

یاد تو .....نیمه شب آواره و بی حس و حالدر سرم سودای جامی بی ...

نیمه شب آواره و بی حس و حال  در سرم سودای جامی بی زبانپرسه ا...

نیمه شب آواره و بی حس و حال در سرم سودای جامی بی زوال پرسه ا...

نیمه شب آواره و بی حس وحالدر سرم سودای جامی بی زوالپرسه ای آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط