(شعر از خودم)
(شعر از خودم)
گر پیش رخم صورت آن یار نباشد×
بگذار بنالم که جز این کار نباشد×
هرصبح و شبم درد و بلا رنج و عذابست×
این حال مرا هیچ گرفتار نباشد×
گر چشم من از دیدن رویت نگران نیست×
خنجر زنمش تا که چنین خوار نباشد×
آرامش دل دست نیاید چو نیایی×
ترسم شکند دل پی دلدار نباشد×
زخمی که جگر از تو گرفت است گمانم×
درمان به شفا خانه و عطار نباشد×
پا بسته ی زلفت شده ام گیج و پریشان×
بازنده ی عشقت شده غمخوار نباشد×
تا کی ز غمت زار و گرفتار و مشوش×
جان رفته ز کف هیچ خریدار نباشد×
جانی که فدا شد به هوا خواهی رویت×
ارزانی تو لایق بازار نباشد ×
تیری که ز عشقت دل دیوانه خرید است×
تا روز قیامت ز تو آزار نباشد ×
لالی نه مگر عاشق آن ماه دو هفتی×
خرسند نشین زانکه شبی تار نباشد×
(لطفا نظر دهید)
گر پیش رخم صورت آن یار نباشد×
بگذار بنالم که جز این کار نباشد×
هرصبح و شبم درد و بلا رنج و عذابست×
این حال مرا هیچ گرفتار نباشد×
گر چشم من از دیدن رویت نگران نیست×
خنجر زنمش تا که چنین خوار نباشد×
آرامش دل دست نیاید چو نیایی×
ترسم شکند دل پی دلدار نباشد×
زخمی که جگر از تو گرفت است گمانم×
درمان به شفا خانه و عطار نباشد×
پا بسته ی زلفت شده ام گیج و پریشان×
بازنده ی عشقت شده غمخوار نباشد×
تا کی ز غمت زار و گرفتار و مشوش×
جان رفته ز کف هیچ خریدار نباشد×
جانی که فدا شد به هوا خواهی رویت×
ارزانی تو لایق بازار نباشد ×
تیری که ز عشقت دل دیوانه خرید است×
تا روز قیامت ز تو آزار نباشد ×
لالی نه مگر عاشق آن ماه دو هفتی×
خرسند نشین زانکه شبی تار نباشد×
(لطفا نظر دهید)
- ۴.۱k
- ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط