{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بیراهه رفته بودم

بیراهه رفته بودم
آن شب
دستم را گرفته بود و می کشید
زین بعد همه عمرم را
بیراهه خواهم رفت
#حسین_پناهی
#deep_feeling
دیدگاه ها (۱)

از خواب خسته ام .به چیزی بیشتر از خواب نیاز دارم ؛چیزی شبیه ...

صبح حادثه چشمان توستو لبخندی کهبا نور اتفاق می افتدو در من ش...

هر از گاهی باورهایتان را ورق بزنید ،و کمی ویرایشش کنید ،شاید...

موسیقی عجیبی ست مرگ بلند می شوی و آنقدر آرام و نرم می رقصی ک...

هر شب عمرم به یادت اشک می ریزم عزیز #ماه_محرم #رهبر_شهید

تورا در نیمه های شبکنار ماه می خواهمکمی آن سوی دلتنگیتو را ه...

شبی از شبها تو به من گفتی که شب باش . . .من که شب بودم و شب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط