تو را صدا کردم

تو را صدا کردم
در تاریک‌ترین شب‌های دلم صدایت کرد
و تو با طنینِ صدایم به سویِ من آمدی.
با دست‌هایت برایِ دست‌هایم آواز خواندی
برای چشم‌هایم با چشم‌هایت
برای لب‌هایم با لب‌هایت
با تنت برای تنم آواز خواندی . . .♥🍃
دیدگاه ها (۰)

شانه‌هایت بوسیدنی‌ست؛ نه فقط برای زیبایی‌شان، برای تمام خستگ...

ای که در شب های دوری گریه میکردی برایمرفتی و بعد از تو دنیا ...

🍂🖇گاهی چایی‌ام را با خیالتشیرین می‌کنم گاهی دست در دستِ خیال...

دلم برای دست‌هایی تنگ شدهکه بی‌صدا غصه‌هایم را جمع می‌کردو ب...

خدایا…هر آنچه در توانم بود با تمام دلم انجام دادمو برای آنچه...

باباجونِ مهربونماز وقتی رفتی، انگار تمام من را با خودت بردی...

عاشقانه های شبنم

«در سکوتِ شب، قدم‌هایت را می‌شنوم…»بعد از رفتنت، سکوت را انت...

گل شقایق

هنوز هم وقتی صدای همآن موسیقیِ خاص در خانه می‌پیچد، انگار زم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط