{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در من این هست که صبرم ز نکورویان نیست

در من این هست که صبرم ز نکورویان نیست

زرق نفروشم و زهدی ننمایم کان نیست

ای که منظور ببینی و تأمل نکنی

گر تو را قوت این هست مرا امکان نیست

ترک خوبان خطا عین صوابست ولیک

چه کند بنده که بر نفس خودش فرمان نیست

من دگر میل به صحرا و تماشا نکنم

که گلی همچو رخ تو به همه بستان نیست

ای پری روی ملک صورت زیباسیرت

هر که با مثل تو انسش نبود انسان نیست

چشم برکرده بسی خلق که نابینااند

مثل صورت دیوار که در وی جان نیست

درد دل با تو همان به که نگوید درویش

ای برادر که تو را درد دلی پنهان نیست

آن که من در قلم قدرت او حیرانم

هیچ مخلوق ندانم که در او حیران نیست

سعدیا عمر گران مایه به پایان آمد

همچنان قصه سودای تو را پایان نیست

#سعدی
دیدگاه ها (۱)

📜#غزلیات#عارف_قزوینی#غزل_سی_و_چهارموادی عشق چو راه ظلمات آسا...

ای دوست قبولم کن و جانم بستانمستم کن و وز هر دو جهانم بستانب...

💔♥😢♥ودای آخر😭💔🏹

یزدان درویشی شاعر بروجردی

هان ای شب شوم وحشت انگیزتا چند زنی به جانم آتش ؟ یا چشم مرا ...

دلی یا دلبری، یا جان و یا جانان، نمی‌دانمهمه هستی تویی، فی‌ا...

🌿آخرین زمستان❄️تو ای که آتش عشقت بسوخت این جان رابیا که بی ت...

دلی یا دلبری؟ یا جان و یا جانان؟ نمی‌دانم.همه هستی تویی، فی‌...

ای آنکه به تدبیر تو گردد ایامای دیده و دل از تو دگرگون مادام...

❤🐦این تطاول که کشید از غم هجران بلبلتا سراپرده گل نعره زنان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط