دیگر برای دوستت دارم کمی دیر است

دیگر برای دوستت دارم کمی دیر است
گفتی کسی را دوست داری دلت گیر است

حرفی نمیماند برای من که میدانم
وصل و جدایها همیشه دست تقدیر است

هرگز نمیخواهد دلیل غصه ات باشد
اشکی که از چشمان من هردم سرازیر است

حق میدهم وقتی که میدانم نمیخواهی بمانی تو
معشوقعه از یکی بیشتر شد دست وپاگیر است

دل میکنم و نیز شک ندارم که
کابوسهای تلخمان در دست تعبیر است

ای کاش میگفتی که .نه دیگر نمیخواهد
دیگر برای دوستت دارم کمی دیر است
#عاشقانه
دیدگاه ها (۲)

پرنسس ناخواسته

«سوگند عشق»¹:partباران تازه بند آمده بود.کوچه‌های قدیمی یوکو...

In the Embrace of DarknessPART 1صدای آرام موسیقی در کافه پخش...

خواستم تا من کنارت باشم اما دیدی نشد گفتی که عاشق هستی و پای...

در نبودت خوابت را می بینمبدون هیچ صدا و تصویریمثل ماه به رنگ...

در نبودت خوابت را می بینمبدون هیچ صدا و تصویریمثل ماه به رنگ...

#دردنوشت...عزیز از دست رفته ام...حال و روزت خوب است؟؟این روز...

چشمانت را میبینم و میدانم دلت با کس دیگری است اما همچنان در ...

. برای درک آغوشم، شروع کن، یک قدم با تو تمام گامهای مانده اش...

برای درک آغوشم، شروع کن، یک قدم با توتمام گامهای مانده اش با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط