{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ندیده‌ام رخ خوب تو، روزکی چند است

ندیده‌ام رخ خوب تو، روزکی چند است
بیا، که دیده به دیدارت آرزومند است

به یک نظاره به روی تو دیده خشنود است
به یک کرشمه دل از غمزهٔ تو خرسند است

فتور غمزهٔ تو خون من بخواهد ریخت
بدین صفت که در ابرو گره درافکند است

یکی گره بگشای از دو زلف و رخ بنمای
که صدهزار چو من دلشده در آن بند است

مبر ز من، که رگ جان من بریده شود
بیا، که با تو مرا صدهزار پیوند است

مرا چو از لب شیرین تو نصیبی نیست
از آن چه سود که لعل تو سر به سرقند است؟

کسی که همچو عراقی اسیر عشق تو نیست
شب فراق چه داند که تا سحر چند است؟


عراقی
دیدگاه ها (۶)

ندیده‌ام رخ خوب تو، روزکی چند استبیا، که دیده به دیدارت آرزو...

ندیده‌ام رخ خوب تو، روزکی چند استبیا، که دیده به دیدارت آرزو...

ندیده‌ام رخ خوب تو، روزکی چند استبیا، که دیده به دیدارت آرزو...

ندیده‌ام رخ خوب تو، روزکی چند استبیا، که دیده به دیدارت آرزو...

یکی گره بگشای از دو زلف و رخ بنمایکه صدهزار چو من دلشده در آ...

بیا که دیده به دیدارت آرزومند است...به دیدارم بیا

صبر من تموم شده دیر نشده کاری بکن...بیا به دیدارم

یاد باد آنکه بروی تو نظر بود مرارخ و زلفت عوض شام و سحر بود ...

مرا هوس می زچشم دلربای تو شدهوای جام ز دستان با سخای تو شدز ...

تقدیم به جانانم:🌸🧿🫂مرا هوس می زچشم دلربای تو شدهوای جام ز دس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط