تاریخ کوتاه ایران و جهان-925
تاریخ کوتاه ایران و جهان-925
_________________________
در پگاه (صبح) روز 13 اکتبر سال 680 زادروزی (میلادی) ، برابر با دهم ماه محرم سال 61 عربی ؛ حسین ، خود را شست و با مشک ، خوشبو نمود و سپس سوار بر اسب خود شد ، و قرآنی را بدست گرفت ؛ و رزمندگانش که ۳۲ اسبسوار و ۴۰ پیاده بودند را به سه دسته ، بخش (تقسیم) کرد ؛ و خود ، پس از اینکه نیایشی (دعائی) زیبا را بزبان آورد ، رو به سپاه دشمن ، که از کوفیان بودند کرد و گفت : «خدائی که سرپرست (ولی) من است ، خودش دین را پاسداری (محافظت) خواهد کرد».
سپس «حر ابن یزید ریاحی» که به گروه رزمندگان حسین پیوسته بود ، به میدان آمد و رو به کوفیان کرد و آنها را برای دشمنیهائی که با حسین کرده بودند ، سرزنش کرد ؛ که در پاسخ ، با تازش کوفیان روبرو ، و کشته شد . سپس «زهیر ابن قین» ، از مردم کوفه خواست که از دشمنی کردن با حسین دست بکشند ، و به او بپیوندند ؛ ولی (اما) آنها به او دشنام دادند ، و به سوی او تیراندازی کردند ؛ و اینگونه ، جنگ آغاز (شروع) شد.
بال راست سپاه کوفه ، به فرماندهی «عمرو ابن حجاج زبیدی» ، بسوی رزمندگان حسین تاخت (حمله کرد) ؛ ولی (اما) با پایداری (مقاومت) رزمندگان حسین روبرو (مواجه) شد و پسنشینی (عقبنشینی) کرد . سپس بال چپ سپاه کوفه به رهبری «شمر ابن ذیالجوشن» ، به رزمندگان حسین تاخت (حمله کرد) . نیمروز (ظهر) که فرا رسید ، حسین و یارانش نماز را بپا داشتند ؛ و در درازای بپاداشته شدن نماز ، سپاه یزید ، رزمندگان حسین را پیرابندی (محاصره) کردند . نخستین (اولین) کسی (فردی) که از میان رزمندگان حسین کشته شد ، «علیاکبر» پسر حسین بود . سپس پسران «مسلم ابن عقیل» ، پسران «عبدالله ابن جعفر» ، و پسران «عقیل» و «قاسم ابن حسن» کشته شدند . «قاسم ابن حسن» ، که بسیار جوان و خوشسیما بود ، زخمی شده بود و از عمویش حسین ، درخواست یاری میکرد . حسین خشمگینانه برخاست و با شمشیرش ، به زخمزنندهء قاسم ، کوبشی (ضربتی) را فرود آورد ؛ و هنگامیکه (وقتی که) گرد و غبار برآمده کنار رفت ، حسین که تن بیجان قاسم را بر روی دو دستانش داشت ، پدیدار شد . عباس که تشنگی حسین را دید ، به فرات رفت تا آب بیاورد ؛ ولی با جلوگیری (ممانعت) لشگریان یزید روبرو گردید و دلیرانه (شجاعانه) با آنها جنگید و کشته شد.
در اینگاه (این زمان) ، گرچه سپاهیان یزید به حسین بسیار نزدیک شده بودند ، ولی (اما) همهء آنها از تاختن به حسین ، خودداری میکردند ؛ تا اینکه «مالک ابن نسیر کندی» ، کوبشی (ضربتی) را به سر حسین فرود آورد ، جوریکه کلاهخود حسین از خون پر شد ؛ و حسین بناچار ، سرش را با دستاری دراز (عمامه) بست.
در اینگاه (این زمان) که از یاران حسین ، سه یا چهار تن بیشتر نمانده بودند ؛ حسین دلیرانه (شجاعانه) به سپاهیان یزید تاخت (حمله برد) ؛ و دهها تن از آنان را نابود کرد ؛ و سپس ، به سوی (طرف) رود فرات رفت تا آب بنوشد که تیرهای فراوانی بر تنش فرود آمدند ؛ و حسین به زمین افتاد و کشته شد.
نبرد به پایان رسید و سربازان یزید ، شمشیر و کفش و جامههای (لباسهای) حسین را تاراج (غارت) کردند و او را برهنه (عریان) در زیر آفتاب سوزان کربلا رها کردند . در اینگاه (این زمان) ، «شمر ابن ذیالجوشن» بر آن شد (قصد کرد) که «علی بن حسین» بیمار را بکشد ، ولی «عمر ابن سعد» جلوگیری کرد (مانع شد).
پس باید گفت که در سیزدهم ماه اکتبر سال 680 ز. {زادروزی} (میلادی) ، برابر با دهم ماه محرم سالشمار (تقویم) عربی ، با آغاز درگیری ، میان سپاه «حسین ابن علی» (1) و سپاه «یزید ابن معاویه» (2) ، «جنگ درونی (داخلی) دوم» (فتنهء دوم) (3) ، آغاز گردید ؛ جنگی که ، هفده سال ، بدرازا (طول) کشیده شد (3).
(1) https://en.wikipedia.org/wiki/Husayn_ibn_Ali
(2) https://en.wikipedia.org/wiki/Yazid_I
(3) https://en.wikipedia.org/wiki/Second_Fitna
_________________________
در پگاه (صبح) روز 13 اکتبر سال 680 زادروزی (میلادی) ، برابر با دهم ماه محرم سال 61 عربی ؛ حسین ، خود را شست و با مشک ، خوشبو نمود و سپس سوار بر اسب خود شد ، و قرآنی را بدست گرفت ؛ و رزمندگانش که ۳۲ اسبسوار و ۴۰ پیاده بودند را به سه دسته ، بخش (تقسیم) کرد ؛ و خود ، پس از اینکه نیایشی (دعائی) زیبا را بزبان آورد ، رو به سپاه دشمن ، که از کوفیان بودند کرد و گفت : «خدائی که سرپرست (ولی) من است ، خودش دین را پاسداری (محافظت) خواهد کرد».
سپس «حر ابن یزید ریاحی» که به گروه رزمندگان حسین پیوسته بود ، به میدان آمد و رو به کوفیان کرد و آنها را برای دشمنیهائی که با حسین کرده بودند ، سرزنش کرد ؛ که در پاسخ ، با تازش کوفیان روبرو ، و کشته شد . سپس «زهیر ابن قین» ، از مردم کوفه خواست که از دشمنی کردن با حسین دست بکشند ، و به او بپیوندند ؛ ولی (اما) آنها به او دشنام دادند ، و به سوی او تیراندازی کردند ؛ و اینگونه ، جنگ آغاز (شروع) شد.
بال راست سپاه کوفه ، به فرماندهی «عمرو ابن حجاج زبیدی» ، بسوی رزمندگان حسین تاخت (حمله کرد) ؛ ولی (اما) با پایداری (مقاومت) رزمندگان حسین روبرو (مواجه) شد و پسنشینی (عقبنشینی) کرد . سپس بال چپ سپاه کوفه به رهبری «شمر ابن ذیالجوشن» ، به رزمندگان حسین تاخت (حمله کرد) . نیمروز (ظهر) که فرا رسید ، حسین و یارانش نماز را بپا داشتند ؛ و در درازای بپاداشته شدن نماز ، سپاه یزید ، رزمندگان حسین را پیرابندی (محاصره) کردند . نخستین (اولین) کسی (فردی) که از میان رزمندگان حسین کشته شد ، «علیاکبر» پسر حسین بود . سپس پسران «مسلم ابن عقیل» ، پسران «عبدالله ابن جعفر» ، و پسران «عقیل» و «قاسم ابن حسن» کشته شدند . «قاسم ابن حسن» ، که بسیار جوان و خوشسیما بود ، زخمی شده بود و از عمویش حسین ، درخواست یاری میکرد . حسین خشمگینانه برخاست و با شمشیرش ، به زخمزنندهء قاسم ، کوبشی (ضربتی) را فرود آورد ؛ و هنگامیکه (وقتی که) گرد و غبار برآمده کنار رفت ، حسین که تن بیجان قاسم را بر روی دو دستانش داشت ، پدیدار شد . عباس که تشنگی حسین را دید ، به فرات رفت تا آب بیاورد ؛ ولی با جلوگیری (ممانعت) لشگریان یزید روبرو گردید و دلیرانه (شجاعانه) با آنها جنگید و کشته شد.
در اینگاه (این زمان) ، گرچه سپاهیان یزید به حسین بسیار نزدیک شده بودند ، ولی (اما) همهء آنها از تاختن به حسین ، خودداری میکردند ؛ تا اینکه «مالک ابن نسیر کندی» ، کوبشی (ضربتی) را به سر حسین فرود آورد ، جوریکه کلاهخود حسین از خون پر شد ؛ و حسین بناچار ، سرش را با دستاری دراز (عمامه) بست.
در اینگاه (این زمان) که از یاران حسین ، سه یا چهار تن بیشتر نمانده بودند ؛ حسین دلیرانه (شجاعانه) به سپاهیان یزید تاخت (حمله برد) ؛ و دهها تن از آنان را نابود کرد ؛ و سپس ، به سوی (طرف) رود فرات رفت تا آب بنوشد که تیرهای فراوانی بر تنش فرود آمدند ؛ و حسین به زمین افتاد و کشته شد.
نبرد به پایان رسید و سربازان یزید ، شمشیر و کفش و جامههای (لباسهای) حسین را تاراج (غارت) کردند و او را برهنه (عریان) در زیر آفتاب سوزان کربلا رها کردند . در اینگاه (این زمان) ، «شمر ابن ذیالجوشن» بر آن شد (قصد کرد) که «علی بن حسین» بیمار را بکشد ، ولی «عمر ابن سعد» جلوگیری کرد (مانع شد).
پس باید گفت که در سیزدهم ماه اکتبر سال 680 ز. {زادروزی} (میلادی) ، برابر با دهم ماه محرم سالشمار (تقویم) عربی ، با آغاز درگیری ، میان سپاه «حسین ابن علی» (1) و سپاه «یزید ابن معاویه» (2) ، «جنگ درونی (داخلی) دوم» (فتنهء دوم) (3) ، آغاز گردید ؛ جنگی که ، هفده سال ، بدرازا (طول) کشیده شد (3).
(1) https://en.wikipedia.org/wiki/Husayn_ibn_Ali
(2) https://en.wikipedia.org/wiki/Yazid_I
(3) https://en.wikipedia.org/wiki/Second_Fitna
- ۱.۴k
- ۰۳ اسفند ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط