تاریخ کوتاه ایران و جهان – 1159
تاریخ کوتاه ایران و جهان – 1159
________________________
در پیرامون (حدود) سال 772 ز. {زادروزی} (میلادی) ، به دستور «منصور» (1) ، دومین فرمانروای (خلیفهء) «عباسیان» (2) ، کار برگردان (ترجمه) شدن نوشتار (کتاب) ستارهشناسی هندی «زیج» (3) ، از زبان «سانسکریت» (4) ، به زبان عربی آغاز شد (3) ؛ ولی در گستردهگوئی (توضیح) این رویداد ، باید گفت:
پس از گذشت 32 سال از آغاز «کار پرشمارسازی (تکثیر) نوشتارهای (کتابهای) "ایران ساسانی" از راه برگردان (ترجمهء) آنها به عربی» ، که بدست «روزبه پور دادویه» (ابن مقفع) (5) انجام گرفت ؛ «منصور» (1) ، که نمیتوانست این برگردانها (ترجمهها) را از میان ببرد ، چون در این چگونی (حالت) ، به سرنام (به عنوان) «دشمن دانش و خردشناسی (فلسفه)» ، نامی (مشهور) میشد ؛ پایابراین (بنابراین) ، «منصور» ، خود را ناچار دید که از «به عربی برگردان (ترجمه) شدن نوشتارهای (کتابهای) دانشی و خردشناختی (فلسفی) و ...» ، پشتیبانی کند.
ولی ، از آنرو که «منصور» ، بمانند دیگر «عربهای مرزدر (متجاوز)» ، دشمن «ایران و ایرانی» بود ؛ دستور داد که برگردان (ترجمه) شدن نوشتارهای (کتابهای) «ایران ساسانی» ، کنار گذاشته شود ؛ و بجای آن ، نوشتارهای (کتابهای) کشورهای «یونان» و «هند» ، به عربی برگردان (ترجمه) بشوند ؛ تا برتری شمارگانی (تعدادی) و درونمایهای (محتوائی) «نوشتارهای (کتابهای) ایران ساسانی» ، از میان برود . پایابراین (بنابراین) ، در پیرامون (حدود) سال 772 ز. {زادروزی} (میلادی) ، به دستور «منصور» (1) ، کار برگردان (ترجمه) شدن نوشتار (کتاب) ستارهشناسی هندی «زیج» (3) ، از زبان «سانسکریت» (4) ، به زبان عربی آغاز شد (3).
گرچه از آنرو که گروههای بزرگی از ایرانیان ، در دو گاهبرش (مقطع زمانی) ، تازش «اسکندر مقدونی» در سالهای 334 تا 325 پیشازادروز (قبلمیلاد) ، و تازش «عربها» در سالهای 633 تا 650 زادروزی (میلادی) ؛ به هند نوبومروی (مهاجرت) کرده بودند ؛ و دانش و خردشناسی (فلسفه) ، و فنشناسی (تکنولوژی) ، و سرایشگری (ادبیات) «ایران هخامنشی» و «ایران ساسانی» را به هند برده بودند ؛ پس میتوان گفت که بیشینهء (عمدهء) دانش هندیها هم ، از آن «ایرانیتبارهای» هند بوده است.
در اینجا میخواهم بگویم که «روزبه پور دادویه» (5) ، یکی از بزرگترین قهرمانان جهان است ؛ چون کار او ، مایهء آن شد (باعث شد) که «منصور» ، ناچار شود از کار برگردان (ترجمه) نوشتارهای «یونانی» ، پشتیبانی کند ؛ و پس از چندی ، این نوشتارهای «ایران ساسانی» و «یونانی» ، به «آندلس» (اسپانیا) رسید ؛ و از آنجا ، این نوشتارها (کتابها) به سراسر اروپا راه یافتند و به زبانهای اروپائی برگردان (ترجمه) شدند ؛ و سپس ، دانشگاهها در اروپا برپا (تاسیس) شدند و در پی آن ، پیشرفتهای دانشی و فنشناسانه (تکنولوژیک) در اروپا ، پدید آمدند.
(1) https://en.wikipedia.org/wiki/Al-Mansur
(2) https://en.wikipedia.org/wiki/Abbasid_Caliphate
(3) https://en.wikipedia.org/wiki/Zij_al-Sindhind
(4) https://en.wikipedia.org/wiki/Sanskrit
(5) https://en.wikipedia.org/wiki/Ibn_al-Muqaffa%27
________________________
در پیرامون (حدود) سال 772 ز. {زادروزی} (میلادی) ، به دستور «منصور» (1) ، دومین فرمانروای (خلیفهء) «عباسیان» (2) ، کار برگردان (ترجمه) شدن نوشتار (کتاب) ستارهشناسی هندی «زیج» (3) ، از زبان «سانسکریت» (4) ، به زبان عربی آغاز شد (3) ؛ ولی در گستردهگوئی (توضیح) این رویداد ، باید گفت:
پس از گذشت 32 سال از آغاز «کار پرشمارسازی (تکثیر) نوشتارهای (کتابهای) "ایران ساسانی" از راه برگردان (ترجمهء) آنها به عربی» ، که بدست «روزبه پور دادویه» (ابن مقفع) (5) انجام گرفت ؛ «منصور» (1) ، که نمیتوانست این برگردانها (ترجمهها) را از میان ببرد ، چون در این چگونی (حالت) ، به سرنام (به عنوان) «دشمن دانش و خردشناسی (فلسفه)» ، نامی (مشهور) میشد ؛ پایابراین (بنابراین) ، «منصور» ، خود را ناچار دید که از «به عربی برگردان (ترجمه) شدن نوشتارهای (کتابهای) دانشی و خردشناختی (فلسفی) و ...» ، پشتیبانی کند.
ولی ، از آنرو که «منصور» ، بمانند دیگر «عربهای مرزدر (متجاوز)» ، دشمن «ایران و ایرانی» بود ؛ دستور داد که برگردان (ترجمه) شدن نوشتارهای (کتابهای) «ایران ساسانی» ، کنار گذاشته شود ؛ و بجای آن ، نوشتارهای (کتابهای) کشورهای «یونان» و «هند» ، به عربی برگردان (ترجمه) بشوند ؛ تا برتری شمارگانی (تعدادی) و درونمایهای (محتوائی) «نوشتارهای (کتابهای) ایران ساسانی» ، از میان برود . پایابراین (بنابراین) ، در پیرامون (حدود) سال 772 ز. {زادروزی} (میلادی) ، به دستور «منصور» (1) ، کار برگردان (ترجمه) شدن نوشتار (کتاب) ستارهشناسی هندی «زیج» (3) ، از زبان «سانسکریت» (4) ، به زبان عربی آغاز شد (3).
گرچه از آنرو که گروههای بزرگی از ایرانیان ، در دو گاهبرش (مقطع زمانی) ، تازش «اسکندر مقدونی» در سالهای 334 تا 325 پیشازادروز (قبلمیلاد) ، و تازش «عربها» در سالهای 633 تا 650 زادروزی (میلادی) ؛ به هند نوبومروی (مهاجرت) کرده بودند ؛ و دانش و خردشناسی (فلسفه) ، و فنشناسی (تکنولوژی) ، و سرایشگری (ادبیات) «ایران هخامنشی» و «ایران ساسانی» را به هند برده بودند ؛ پس میتوان گفت که بیشینهء (عمدهء) دانش هندیها هم ، از آن «ایرانیتبارهای» هند بوده است.
در اینجا میخواهم بگویم که «روزبه پور دادویه» (5) ، یکی از بزرگترین قهرمانان جهان است ؛ چون کار او ، مایهء آن شد (باعث شد) که «منصور» ، ناچار شود از کار برگردان (ترجمه) نوشتارهای «یونانی» ، پشتیبانی کند ؛ و پس از چندی ، این نوشتارهای «ایران ساسانی» و «یونانی» ، به «آندلس» (اسپانیا) رسید ؛ و از آنجا ، این نوشتارها (کتابها) به سراسر اروپا راه یافتند و به زبانهای اروپائی برگردان (ترجمه) شدند ؛ و سپس ، دانشگاهها در اروپا برپا (تاسیس) شدند و در پی آن ، پیشرفتهای دانشی و فنشناسانه (تکنولوژیک) در اروپا ، پدید آمدند.
(1) https://en.wikipedia.org/wiki/Al-Mansur
(2) https://en.wikipedia.org/wiki/Abbasid_Caliphate
(3) https://en.wikipedia.org/wiki/Zij_al-Sindhind
(4) https://en.wikipedia.org/wiki/Sanskrit
(5) https://en.wikipedia.org/wiki/Ibn_al-Muqaffa%27
- ۲.۸k
- ۰۴ شهریور ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط