{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حکایت، مم و زین تاریخ ملت کورد است_۵

حکایت، مم و زین تاریخ ملت کورد است_۵

امیر یک غلام شیطان صفت به نام بکو دارد. بکو به امیر میگوید
تاج الدین دامادت، هم چشم طمع به تخت شما دارد هم میخواهد زین را برای مم بگیرد.... امیر خشمگین میشود و قسم میخورد هرکس برای مم به خواستگاری زین بیاید گردنش را خواهد زد.



#کورد
#کوردستان
#فرهنگ
#تمدن
#اصالت
دیدگاه ها (۲)

حکایت، مم و زین تاریخ ملت کورد است_۶امیر یک غلام شیطان صفت...

حکایت، مم و زین تاریخ ملت کورد است_۴ بالاخره ،تصمیم به خو...

حکایت، مم و زین تاریخ ملت کورد است_۸بکو میداند مم دروغ نمی...

حکایت، مم و زین تاریخ ملت کورد است_۷ فاصله بین مم و زین ش...

حکایت، مم و زین تاریخ ملت کورد است_۳ تاج الدین و مم لباس م...

حکایت، مم و زین تاریخ ملت کورد است_۹امیر به مم میگوید شرط ...

حکایت، مم و زین تاریخ ملت کورد است_۲امیری کرد در جزیر بوتا...

حکایت، مم و زین تاریخ ملت کورد است_۱۰مم ازحال میرود و طبیب...

قسمت ششم....روزی بکو نزد میر رفت و به او گفت :یامیرشما به تا...

قسمت پنجم....دایه طبق دستور زین انگشتر ها برداشت و رفت سراغ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط