حکایت، مم و زین تاریخ ملت کورد است_۸
حکایت، مم و زین تاریخ ملت کورد است_۸
بکو میداند مم دروغ نمی گوید
مم به قصر می اید بازی زندگی شطرنج شروع میشود چند بار امیر بازی را می بازد
چشم بکو به زین می افتد که از پشت پنجره به بازی برادر و معشوقه اش نگاه میکند. دوباره بکو نقشه ای دارد به امیر میگوید برای خوش شانسی جای خود را عوض کنید همین که این اتفاق افتاد چشم مم به زین افتاد و هوش و حواس از سرش می پرد و بازی را می بازد.
#کورد
#کوردستان
#فرهنگ
#تمدن
#اصالت
بکو میداند مم دروغ نمی گوید
مم به قصر می اید بازی زندگی شطرنج شروع میشود چند بار امیر بازی را می بازد
چشم بکو به زین می افتد که از پشت پنجره به بازی برادر و معشوقه اش نگاه میکند. دوباره بکو نقشه ای دارد به امیر میگوید برای خوش شانسی جای خود را عوض کنید همین که این اتفاق افتاد چشم مم به زین افتاد و هوش و حواس از سرش می پرد و بازی را می بازد.
#کورد
#کوردستان
#فرهنگ
#تمدن
#اصالت
- ۲.۳k
- ۰۹ آذر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط