{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قسمت پنجم....دایه طبق دستور زین انگشتر ها برداشت و رفت سر

قسمت پنجم....دایه طبق دستور زین انگشتر ها برداشت و رفت سراغ مم و تاجدین و انگشتر ها را به آنها پس داده و موضوع خواستگاری را به آنها گفت و بر گشت .

مم و تاجدین برخاستند و بزرگان خودرا برای خواستگاری پیش میر فرستادند . ولی چون تاجدین بزرگتر بود باید اول عروسی او انجام میشد پس از آن نوبت به مم می رسید.بزرگانخدمت میر رفتند و  گفتند: یامیر شما تاج دین را خوب می شناسید ما امروز آمدیم که شما اورا به دامادی قبول کنید میر گفت : آری او برای من خیلی عزیز است اگر ستی راضی باشد من حرفی ندارم .خواستگاری به خوبی و خوشی تمام شد و میر یک عروسی بسیار مجللی برای آندو گرفت و ستی به عقد تاج دین در آمده و او به عنوان عروس به خانه تاجدین پاگذاشت .

 میر غلامی بنام بکو (به کو ) داشت , بکو مردی شیطان صفت , ریاکار دو بهم زن و متملق و چاپلوس بود .

ناوێ  وی  مونافقی  به کر بوو                   

به لکی   ژ  بلوقیا    به تر  بوو
دیدگاه ها (۵)

قسمت ششم....روزی بکو نزد میر رفت و به او گفت :یامیرشما به تا...

قسمت سوم.....در یکی از این مراسمات تاجدین و مم با لباس مبدل ...

قسمت دهم...آخرین قسمت داستان......زین با دلی شکسته وپراز غم ...

قسمت نهم....آنها دست به چله کشی ( نوعی ریاضت است که تا چهل ر...

‌سرم بازار مسگرهاست دلم در چنگ بربرهاستچنان با خود گلاویزمدر...

دانلود کتاب مواد حیات - نویسنده آیزاک آسیموف

بر سر تربت ما چون گذری...

دانلود مجله دنیای سخن - شماره 19 - تیر 1367

آب طلب نکرده همیشه مراد نیست شاید بهانه‌ایست که قربانیت کنند...

دانلود کتاب سوگند خورده فراری - نویسنده جان گریشام

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط