عمرکه بی عشق رفت هیچ حسابش مگیر
عمرکه بی عشق رفت هیچ حسابش مگیر
آب حیات است عشق ،در دل وجانش پذیر
هرکه جزءعاشقان،ماهی بی آب دان
مرده و پژمرده است گرچه بود او وزیر
عشق چو بگشاد رخت،سبز شود هر درخت
برگ جوان بر دمد هر نفس از شاخ پیر
هرکه شودصید عشق، کی شود اوصید مرگ
چون سپرش مو بود ، کی رسدش زخم تیر
آب حیات است عشق ،در دل وجانش پذیر
هرکه جزءعاشقان،ماهی بی آب دان
مرده و پژمرده است گرچه بود او وزیر
عشق چو بگشاد رخت،سبز شود هر درخت
برگ جوان بر دمد هر نفس از شاخ پیر
هرکه شودصید عشق، کی شود اوصید مرگ
چون سپرش مو بود ، کی رسدش زخم تیر
- ۹۰۱
- ۰۲ آذر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط