عمر که بی‌ عشق رفت هیچ حسابش مگیر

عمر که بی‌ عشق رفت هیچ حسابش مگیر
آب حیاتست عشق در دل و جانش پذیر

هر که جز عاشقان ماهی بی‌آب دان
مرده و پژمرده است گر چه بُود او وزیر

عشق چو بگشاد رخت سبز شود هر درخت
برگ جوان بردمد هر نفس از شاخ پیر

هر که شود صید عشق کی شود او صید مرگ
چون سپرش مه بود کی رسدش زخم تیر

حضرت مولانا جلال الدّین
دیدگاه ها (۱)

عمر که بی عشق رفت، هیچ حسابش مگیر،آب حیاتست عشق، در دل و جان...

عمرکه بی عشق رفت هیچ حسابش مگیرآب حیات است عشق ،در دل وجانش ...

عمر که بی‌عشق رفت هیچ حسابش مگیرآب حیاتست عشق در دل و جانش پ...

عمر که بی‌عشق رفت هیچ حسابش مگیر ...آب حیاتست عشق در دل و جا...

عمر که بی‌عشق رفت هیچ حسابش مگیر ...آب حیاتست عشق در دل و جا...

عمر که بی‌عشق رفت هیچ حسابش مگیرآب حیاتست عشق در دل و جانش پ...

عمر که بی‌عشق رفت هیچ حسابش مگیرآب حیاتست عشق در دل و جانش پ...

عمر که بی‌عشق رفت هیچ حسابش مگیرآب حیاتست عشقدر دل و جانش پذ...

عمر که بی عشق رفت هیچ حسابش مگیر آب حیاتست عشق در دل و جانش ...

💬عمر که بی‌عشق رفتهیچ حسابش مگیر آب حیات است عشق در دل و جان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط