{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عمر که بی عشق رفت، هیچ حسابش مگیر،

عمر که بی عشق رفت، هیچ حسابش مگیر،
آب حیاتست عشق، در دل و جانش پذیر،

عشق چو بگشاد رخت، سبز شود هر درخت،
برگ جوان بر دمد، هر نفس از شاخ پیر!

«حضرت مولانا»
دیدگاه ها (۲)

تو بچَرخ همچُو ماهی به میان بازوانم،به خیال انکه تُنگَم نفست...

راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست،آنجا جز آن که جان بسپارند ...

عاشقان را اختیاری نیست در افشای راز، عشق در دل کار اخگر در گ...

آن را که غمی چون غم من نیست چه داند،کز شوق توام دیده چه شب م...

هیچ مپندار مرا از گذرِ تلخِ زماندر آینه پیر شدم و در دلم جوا...

غزل منتشرنشدۀ رهبر شهید انقلاب اسلامی حضرت آیت‌الله العظمی س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط