شوق دیدار تو دارم نمی آیی چرا ؟
شوق دیدار تو دارم نمی آیی چرا ؟
مثل باران ، تند میبارم نمی آیی چرا ؟
خسته ام از درد ، از آهنگ هایی بیکلام
خسته از آهنگ گیتارم نمی آیی چرا ؟
غرق در کابوس می مانم مجال خواب نیست ...
من چرا تا صبح بیدارم ؟ نمیایی چرا ؟
رفته ایی ! با خاطرات اشک میریزم هنوز !!
باز غم در سینه می کارم نمی آیی چرا ؟
ای دوای درد قلبم ، خسته ام از زندگی
بی تو در بستر گرفتارم نمی آیی چرا ؟
نسخه ایی پیچیده دکتر بوسه بر لب های عشق
آه محتاج پرستارم نمی آیی چرا ؟
هیچ کس من را پرستاری به جز روی تو نیست
از تب این عشق ، بیمارم نمی آیی چرا ؟؟؟
94/09/13
مثل باران ، تند میبارم نمی آیی چرا ؟
خسته ام از درد ، از آهنگ هایی بیکلام
خسته از آهنگ گیتارم نمی آیی چرا ؟
غرق در کابوس می مانم مجال خواب نیست ...
من چرا تا صبح بیدارم ؟ نمیایی چرا ؟
رفته ایی ! با خاطرات اشک میریزم هنوز !!
باز غم در سینه می کارم نمی آیی چرا ؟
ای دوای درد قلبم ، خسته ام از زندگی
بی تو در بستر گرفتارم نمی آیی چرا ؟
نسخه ایی پیچیده دکتر بوسه بر لب های عشق
آه محتاج پرستارم نمی آیی چرا ؟
هیچ کس من را پرستاری به جز روی تو نیست
از تب این عشق ، بیمارم نمی آیی چرا ؟؟؟
94/09/13
- ۱.۶k
- ۱۲ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط