سناریو 🎥
موضوع : وقتی به اصرار تو میرید زیر بارون قدم میزنید و بدجور سرما میخوری.
نامجون : فقط سعی میکنه کاری کنه خوشحال و سرحال بشی.
جین : میزارتت رو تخت و روت پتو میکشه و سوپ برات درست میکنه .
شوگا : ا.ت چرا انقد لجبازی ؟ گفتم که بری بیرون سرما میخوری.
جیهوپ : بغلت میکنه و میزارتت رو مبل و میگه ایرادی نداره عزیزم من مطمئنم زود حالت خوب میشه و میره برات قرص و پتو و لباس گرم میاره .
جیمین : موچی نمیدونم چرا انقد رمانتیکی ولی الان فقط پاشو بریم دکتر
تهیونگ : محکم بغلت میکنه و میگه بیب من طاقت ندارم که ازت دور باشم.
کوک : میخوابونتت رو تخت و برات داستان میخونه تا استراحت کنی .
نامجون : فقط سعی میکنه کاری کنه خوشحال و سرحال بشی.
جین : میزارتت رو تخت و روت پتو میکشه و سوپ برات درست میکنه .
شوگا : ا.ت چرا انقد لجبازی ؟ گفتم که بری بیرون سرما میخوری.
جیهوپ : بغلت میکنه و میزارتت رو مبل و میگه ایرادی نداره عزیزم من مطمئنم زود حالت خوب میشه و میره برات قرص و پتو و لباس گرم میاره .
جیمین : موچی نمیدونم چرا انقد رمانتیکی ولی الان فقط پاشو بریم دکتر
تهیونگ : محکم بغلت میکنه و میگه بیب من طاقت ندارم که ازت دور باشم.
کوک : میخوابونتت رو تخت و برات داستان میخونه تا استراحت کنی .
- ۱۶.۳k
- ۱۵ شهریور ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط