- یکی از دوستام موقع مهاجرتش تو فرودگاه سعی

- یکی از دوستام موقع مهاجرتش تو فرودگاه سعی
میکرد گریه نکنه میگفت :
‹ گریه پشیمونم میکنه پاهامو شل میکنه . .
دم رفتن هممون و بغل کرد ! به مامانش ك رسید
بعد از این همه روز یهو زد زیر گریه گفت مامان
آخه جایی ك تو نباشی من بی‌پناه میشم ؛
نمیدونست بغضِ موقعِ خدافظی و تا وقتی میتونی
نگهداری ك نوبت #پناهت نشده باشه : )!'

#مـــــــادر
#پنـــــــاهم

#𝑺𝒆𝒕𝒂𝒓𝒆𝒉★
#𝑯𝒂𝒛𝒓𝒂𝒕𝒆𝑬𝒔𝒉𝒈𝒉❦
#𝒋𝒂𝒅𝒐𝒐𝒈𝒂𝒓𖣘
#𝑺𝒉𝒐𝒈𝒉𝒆𝑵𝒂𝒇𝒂𝒔
دیدگاه ها (۰)

پشت صحنه جادوییپارت ۳ تهیونگ نشست روی صندلی کنار تخت تهیونگ:...

الهی به تو ؛پناه می‌برماز آرزوهایی کهبه مقصدنمی‌رساند .#الهی...

- عصر داشتم کتاب میخوندم و چای میخوردم ؛شنیدم که مامانم به ب...

بافلسطیـن‌نسبتـی‌دیرینـہ‌داردقلبِ‌مـن . .چون‌ازآن‌روزی‌کہ‌یـ...

- یکی پست گذاشته بود :‹ هشت سال‌ِ قبل روی این پل نشسته بودم ...

انقدر دلم برات تنگ شده ك پتانسیل اینو دارم وقتی دیدمت اندازه...

به وسعت خورشید و ماه، به بلندای کوه، به سبزی برگ و به شکوه ب...

مثل یه بچه که برا ابنبات رنگیِ تویِ مغازه گریه میکنهواسه پری...

شب هایے که گریہ مےکنے صبحش مژه هات توی قشنگ ترین حالت ممکن خ...

بیا دلخوشی های کوچک زندگی را جدی بگیریم ...#انگیزه_باروون هر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط