قسمت دوم ...کی رو دیدی در اردوگاه مرگ عاشق شود ...
قسمت دوم ...کی رو دیدی در اردوگاه مرگ عاشق شود ...
ناگهان یک روز پپان ناپدید شد. او را از اردوگاه خارج کرده بودند. لیل هرگز از سرنوشت او باخبر نشد.
لیل زبانهای اسلواکی، آلمانی، روسی، فرانسوی، مجارستانی و کمی لهستانی بلد بود. به دلیل مهارتهای زبانیاش به تتوکارِ اصلی اردوگاه تبدیل شد.
به او کیسهای از لوازم خالکوبی و کاغذی حاوی این کلمات داده شد: Politische Abteilung. لیل اکنون برای بخش سیاسی "اس اس" کار میکرد. افسری را مسئول محافظت از او کرده بودند.
تتوکارِ اردوگاه آشویتس و عشق مخفی
تصویر هوایی از اردوگاه آشویتس در جنگ جهانی دوم
لیل در یک ساختمان اداری غذا میخورد و جیره غذایی بیشتری دریافت میکرد. در اتاق یکنفره میخوابید و زمانی که زندانیای نبود که روی بازویش خالکوبی کند، اجازه داشت استراحت کند.
موریس میگوید: "او هرگز خود را همکار آنها نمیدانست."
این مسئله در سالهای پس از جنگ بسیار مهم بود. زیرا بسیاری افراد زندانیانی که با اساس همکاری داشتند را در خشونت آنها شریک میدانستند. موریس دراینباره میگوید: "او این کار را کرد تازنده بماند. اینطور نبوده که او از میان چند کار اجازه انتخاب داشته باشد. لیل میگفت باید هرآن چه به تو میداند را با سپاسگزاری قبول میکردی؛ اینطوری میدانستی که حداقل یک روز دیگر هم زنده میمانی."
علیرغم امتیازاتش، بازهم از خطر مرگ در امان نبود.
تتوکارِ اردوگاه آشویتس و عشق مخفی
"یوزف منگله" [1] (چپ) و دیگر افسران ارشد نازی
موریس نوشت: " در این میان منگله با لیل زیاد در ارتباط بود و "بیمارانش" را برای دریافت خالکوبی پیش او میفرستاد. خیلی وقتها لیل را میترساند و میگفت: ‘یک روز تو را میبرم’."
تتوکارِ اردوگاه آشویتس و عشق مخفی
کودکان زندانی در آشویتس که به دستور منگله از آنها عکس گرفته شد
طی دو سال آینده لیل با کمک دستیارهایش دستِ صدها هزار زندانی را خالکوبی کرد. این خالکوبیهای اجباری به یکی از مهمترین نمادهای هولوکاست و مرگبارترین اردوگاهش تبدیل شد.
تنها زندانیهای آشویتس و اردوگاههای زیرمجموعهاش خالکوبی میشدند. این کار در پاییز سال 1941 آغاز شد و تمام زندانیها خالکوبی شدند.
تتوکارِ اردوگاه آشویتس و عشق مخفی
کودکان آشویتس دستهای خالکوبی شده خود را نشان میدهند
در ابتدا از یک مهر فلزی استفاده میشد تا کل شماره را روی پوست منقوش کند و سپس روی زخم جوهر ریخته میشد. وقتی این روش جواب نداد، اساس از دستگاهی با سوزن دوقلو استفاده کرد. لیل برای خالکوبی از این خالکوبی استفاده میکرد.
زمانی که زندانیان وارد آشویتس میشدند، افسران آنها را یا برای کار و یا برای اعدام فوری انتخاب میکردند. موهای سرشان تراشیده میشد و وسایلشان را میگفتند.
تتوکارِ اردوگاه آشویتس و عشق مخفی
ورود زندانیان به آشویتس
تتوکارِ اردوگاه آشویتس و عشق مخفی
زندانیان زن در آشویتس "مناسب برای کار؛ 1944
لباسهایشان بالباسهایی کهنه تعویض میشد و سپس برای گرفتن علامت خالکوبی صف میکشیدند. دو گروه از این قاعده مستثنا میشدند: زندانیانی با منشاء قومی آلمانی بودند که به اردوگاه "بازآموزی" فرستاده میشدند؛ و افرادی که مستقیم برای اعدام به اتاقهای گاز میرفتند.
دکتر "پوترو ستکیویز" رئیس مرکز تحقیقات در موزه یادبود آشویتس میگوید: "این تنها یکی از رخدادهای تحقیرآمیز و غیرانسانی بود که در هنگام ورود به اردوگاه رخ میداد. اول اینکه خالکوبی دردناک بود؛ سپس زندانیان میفهمیدند که نامشان را از دست میدهند و مجبورند از اعدادشان استفاده کنند."
تتوکارِ اردوگاه آشویتس و عشق مخفی
زندانی شماره 34902
در ژوئیه 1942 تکه کاغذ دیگری به لیل داده شد. در مقابل او پنج رقم بود: 2 0 9 4 3
خالکوبی بر دست مردان مشکلی نداشت. اما از نگاهداشتن دست ظریف دختران جوان میترسید. هنوز در کارش تبحر پیدا نکرده بود. پپان وادارش میکرد هرچه به او گفته میشد را انجام دهد، وگرنه محکوم به مرگ میشود.
اما حس خاصی در این دختر و چشمهای روشنش نهفته است.
سالها بعد لیل به موریس گفت که چطور همانطور که شماره را بر دست چپ او خالکوبی میکرد، آن را بر قلب خودش نیز خالکوبی کرد.
تتوکارِ اردوگاه آشویتس و عشق مخفی
زنان در آشویتس اندکی پس از آزادی توسط نیروهای شوروی، 1945
در سال 1945، نازیها قبل از رسیدن روسها انتقال زندانیان را آغاز کردند. گیتا یکی از زنانی بود که برای ترک آشویتس انتخاب شد. زنی که لیل عاشق شده بود دیگر آنجا نبود. لیل تنها نامش را میدانست: "گیتا فورمانووا". اما نمیدانست او اهل کجاست.
درنهایت لیل نیز اردوگاه را ترک کرد و به زادگاهش در چکسلواکی بازگشت. او راهش را با جواهراتی که از نازیهای دزدیده بود، باز کرد
ناگهان یک روز پپان ناپدید شد. او را از اردوگاه خارج کرده بودند. لیل هرگز از سرنوشت او باخبر نشد.
لیل زبانهای اسلواکی، آلمانی، روسی، فرانسوی، مجارستانی و کمی لهستانی بلد بود. به دلیل مهارتهای زبانیاش به تتوکارِ اصلی اردوگاه تبدیل شد.
به او کیسهای از لوازم خالکوبی و کاغذی حاوی این کلمات داده شد: Politische Abteilung. لیل اکنون برای بخش سیاسی "اس اس" کار میکرد. افسری را مسئول محافظت از او کرده بودند.
تتوکارِ اردوگاه آشویتس و عشق مخفی
تصویر هوایی از اردوگاه آشویتس در جنگ جهانی دوم
لیل در یک ساختمان اداری غذا میخورد و جیره غذایی بیشتری دریافت میکرد. در اتاق یکنفره میخوابید و زمانی که زندانیای نبود که روی بازویش خالکوبی کند، اجازه داشت استراحت کند.
موریس میگوید: "او هرگز خود را همکار آنها نمیدانست."
این مسئله در سالهای پس از جنگ بسیار مهم بود. زیرا بسیاری افراد زندانیانی که با اساس همکاری داشتند را در خشونت آنها شریک میدانستند. موریس دراینباره میگوید: "او این کار را کرد تازنده بماند. اینطور نبوده که او از میان چند کار اجازه انتخاب داشته باشد. لیل میگفت باید هرآن چه به تو میداند را با سپاسگزاری قبول میکردی؛ اینطوری میدانستی که حداقل یک روز دیگر هم زنده میمانی."
علیرغم امتیازاتش، بازهم از خطر مرگ در امان نبود.
تتوکارِ اردوگاه آشویتس و عشق مخفی
"یوزف منگله" [1] (چپ) و دیگر افسران ارشد نازی
موریس نوشت: " در این میان منگله با لیل زیاد در ارتباط بود و "بیمارانش" را برای دریافت خالکوبی پیش او میفرستاد. خیلی وقتها لیل را میترساند و میگفت: ‘یک روز تو را میبرم’."
تتوکارِ اردوگاه آشویتس و عشق مخفی
کودکان زندانی در آشویتس که به دستور منگله از آنها عکس گرفته شد
طی دو سال آینده لیل با کمک دستیارهایش دستِ صدها هزار زندانی را خالکوبی کرد. این خالکوبیهای اجباری به یکی از مهمترین نمادهای هولوکاست و مرگبارترین اردوگاهش تبدیل شد.
تنها زندانیهای آشویتس و اردوگاههای زیرمجموعهاش خالکوبی میشدند. این کار در پاییز سال 1941 آغاز شد و تمام زندانیها خالکوبی شدند.
تتوکارِ اردوگاه آشویتس و عشق مخفی
کودکان آشویتس دستهای خالکوبی شده خود را نشان میدهند
در ابتدا از یک مهر فلزی استفاده میشد تا کل شماره را روی پوست منقوش کند و سپس روی زخم جوهر ریخته میشد. وقتی این روش جواب نداد، اساس از دستگاهی با سوزن دوقلو استفاده کرد. لیل برای خالکوبی از این خالکوبی استفاده میکرد.
زمانی که زندانیان وارد آشویتس میشدند، افسران آنها را یا برای کار و یا برای اعدام فوری انتخاب میکردند. موهای سرشان تراشیده میشد و وسایلشان را میگفتند.
تتوکارِ اردوگاه آشویتس و عشق مخفی
ورود زندانیان به آشویتس
تتوکارِ اردوگاه آشویتس و عشق مخفی
زندانیان زن در آشویتس "مناسب برای کار؛ 1944
لباسهایشان بالباسهایی کهنه تعویض میشد و سپس برای گرفتن علامت خالکوبی صف میکشیدند. دو گروه از این قاعده مستثنا میشدند: زندانیانی با منشاء قومی آلمانی بودند که به اردوگاه "بازآموزی" فرستاده میشدند؛ و افرادی که مستقیم برای اعدام به اتاقهای گاز میرفتند.
دکتر "پوترو ستکیویز" رئیس مرکز تحقیقات در موزه یادبود آشویتس میگوید: "این تنها یکی از رخدادهای تحقیرآمیز و غیرانسانی بود که در هنگام ورود به اردوگاه رخ میداد. اول اینکه خالکوبی دردناک بود؛ سپس زندانیان میفهمیدند که نامشان را از دست میدهند و مجبورند از اعدادشان استفاده کنند."
تتوکارِ اردوگاه آشویتس و عشق مخفی
زندانی شماره 34902
در ژوئیه 1942 تکه کاغذ دیگری به لیل داده شد. در مقابل او پنج رقم بود: 2 0 9 4 3
خالکوبی بر دست مردان مشکلی نداشت. اما از نگاهداشتن دست ظریف دختران جوان میترسید. هنوز در کارش تبحر پیدا نکرده بود. پپان وادارش میکرد هرچه به او گفته میشد را انجام دهد، وگرنه محکوم به مرگ میشود.
اما حس خاصی در این دختر و چشمهای روشنش نهفته است.
سالها بعد لیل به موریس گفت که چطور همانطور که شماره را بر دست چپ او خالکوبی میکرد، آن را بر قلب خودش نیز خالکوبی کرد.
تتوکارِ اردوگاه آشویتس و عشق مخفی
زنان در آشویتس اندکی پس از آزادی توسط نیروهای شوروی، 1945
در سال 1945، نازیها قبل از رسیدن روسها انتقال زندانیان را آغاز کردند. گیتا یکی از زنانی بود که برای ترک آشویتس انتخاب شد. زنی که لیل عاشق شده بود دیگر آنجا نبود. لیل تنها نامش را میدانست: "گیتا فورمانووا". اما نمیدانست او اهل کجاست.
درنهایت لیل نیز اردوگاه را ترک کرد و به زادگاهش در چکسلواکی بازگشت. او راهش را با جواهراتی که از نازیهای دزدیده بود، باز کرد
- ۴۳۹
- ۲۶ دی ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط