زمستان

زمستان
یک تو میخواهد ،
یک تو که دستانش را
بشودبی هیچ دلهره‌‌ای گرفت
یک تو که بشود ؛
این خیابان‌های یخ زده را
گرم قدم زد ...
دیدگاه ها (۳)

آرزویی که بنا نیست محقّق بشودمیتواند که همان حسرتِ مطلق بشود...

با من قهوه می‌نوشی؟قدم با منخیابان را؟و دستانم به دستتجان‌فش...

روحش به پاییز تعلق داشت؛به خش خش برگ ها و هواى مه آلود، به ن...

پزشکیان زنگ زده بود به یکی از سران‌ فتنه که احوال پاش رو بپر...

تو حساس ترین شرایط دوران کشور ، غرب زده های روی کار اومدن؟یا...

#این پاییز لعنتی...فصل‌ها عوض شدند و من در هر فصل، جُست‌وجوی...

یکی از ارزو هام که شاید هیچوقت بهش نرسم اینه که یروزی توی پا...

هان مَشو نومید چون واقِف نِه‌ای از سِرِّ غیبباشد اندر پرده ب...

#پنجشنبه_های_حسینی

موسیقی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط