از کوچه ی زیبای تو امروز گذشتم
از کوچه ی زیبای تو امروز گذشتم
دیدم که همان عاشق معشوقه پرستم
یک لحظه به یاد تو در آن کوچه نشستم
دیدم که ز سر تا به قدم شوق وامیدم
هرچند گل از خرمن عشق تو نچیدم
آن شور جوانی نرود لحظه ای از یاد
ای راحت جان و دل من خانه ات آباد
با یاد رخت این دل افسرده شود شاد
هرگز نشود مهرتو ای شوخ فراموش
کی اتش عشق تو شود یک سره خاموش
هرجا که نشستم سخن از عشق تو گفتم
با اشک جگرسوز،دل سخت تو سفتم
خاک ره این کوچه به خار مژه رفتم
دل میتپد از شوق که امروز کجایی
شاید که دگر بار از این کوچه بیایی
دیدم که همان عاشق معشوقه پرستم
یک لحظه به یاد تو در آن کوچه نشستم
دیدم که ز سر تا به قدم شوق وامیدم
هرچند گل از خرمن عشق تو نچیدم
آن شور جوانی نرود لحظه ای از یاد
ای راحت جان و دل من خانه ات آباد
با یاد رخت این دل افسرده شود شاد
هرگز نشود مهرتو ای شوخ فراموش
کی اتش عشق تو شود یک سره خاموش
هرجا که نشستم سخن از عشق تو گفتم
با اشک جگرسوز،دل سخت تو سفتم
خاک ره این کوچه به خار مژه رفتم
دل میتپد از شوق که امروز کجایی
شاید که دگر بار از این کوچه بیایی
- ۱.۶k
- ۱۰ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط