{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سیلام 🎀🧸

سیلام 🎀🧸
بریم برای پارت گذاری ؟
بزن بریمممممم

ویو«نامجون»
با صدای ساعت رو میز عسلی کنار تختم بلند شدم یه نگاهی به ساعت کردم که ساعت شش نیم بود ، چونکه حموم رفتم دیگه نیازی به حموم نداشتم ، رفتم دست و صورتمو شستم ، کارهای مربوطه رو کردم ،یه لباس (عکسشو میزارم) خوب پوشیدم و موهامو با ژل زدم بالا، با عطر مخصوص خودم یه دوش گرفتم ، کفش هامو پوشیدم، سویچ ماشینو برداشتم با همراه گوشیم ، دوباره نگاهی به ساعت کردم که ساعت ۷ بود ، از اتاق اومدم بیرون رفتم سوار ماشین لامبورگینیم شدم و راه افتادم به سمت بار ....
دیدگاه ها (۰)

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part51چون مامانم واسه شام صدام زدرفتم شام و ب...

رمان :«پسر عموی جذابم»part :1 ویو «سلین»با صدای آلارم گوشیم ...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

رمان : آیدل من پارت :«3»ویو «ا/ت»با صدای هشدار ساعتم از خوا...

خاطرات عشق ما پارت ۳ویو سوهی وقتی از خواب پریدم قلبم تند تند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط