{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اینجا در قلب من حد و مرزی برای حضور تو نیست...به من نگو ک

اینجا در قلب من حد و مرزی برای حضور تو نیست...به من نگو که چگونه بی تو زیستن را تمرین کنم...مگر میشود هوا را از زندگیم برداری و من زنده بمانم؟؟؟مگر ماهی بیرون از اب میتواند نفس بکشد؟؟؟بگو معنی تمرین چیست؟؟؟بریدن از چه چیز را باید تمرین کنم؟؟؟بریدن از خودم را؟؟؟
دیدگاه ها (۷)

چیزی ویران گر تر از آن نیست؛ک بفهمیم فریب کسانی را خورده ایم...

دیگه حرفی ندارم.

#کپشن

پارت ۴: از استیجِ رؤیاها تا قلبِ هایب!اون شبِ کنسرت، اصلاً ح...

🖤 بادیگاردِ دردسرساز منپارت ۵ — «نقشه‌ی لیا»صبح روز بعد، آ.ت...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②_بخش دوم_"به تو ربطی نداره من ب...

تو که در باغِ جتسیمانی، عرق چون قطراتِ خون از پیشانی‌ات چکید...

یه تک‌پارتییی جدید از نامجونننن شیییی؟؟:))) به قلم لینا:)من ...

پارت: 25 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*عصر همان روز، هوا به طرز ا...

#pain#P¹⁰²#Season²+ بهم نگاه کن و حرفت رو بزن! جونگکوک نفسش ...

پارت: 24 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«زین؟» صداش زدم. انتظار دا...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط