{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بگذار

بگذار
بگذار چشم به چشمت بدوزم
گاهی به عمد
دست در دست تو
لحظه هایم را بغل میکنم
چقدر پیر مسیر آمدنت شده ام
پایم زخمی راهیست
که عمقش معلوم نیست
این معرکه را با هیچ دوست داشتن عوض نمیکنم
تبر نگاهت را محکم تر بزن
میخواهم
تمام عاشقانه ها را برایت بمیرم
دیدگاه ها (۴)

بعد مرگمبنویسید؛که با عدل جهان مساله داشت...بنویسید؛که از عا...

زندگی.... بازی گرفتن دیگران نیست..... که روزی عاشقش باش...

و عمر شیشه عطر است، پس نمی ماندپرنده تا به ابد در قفس نمی ما...

رفتن بهانه است ،تا بدانم چقدر ‌برای داشتنم دلت را به دریا می...

بگذاربگذار چشم به چشمت بدوزمگاهی به عمددست در دست تولحظه های...

بگذاربگذار چشم به چشمت بدوزمگاهی به عمددست در دست تولحظه های...

قسمت هشتاد و نهنیمه های شب بود.....با صدای #ایوب چشم باز کرد...

بمیرم من فهمیدم نمی مانی دیدم می روی رفتی باز هم ایستاده ام ...

لی دلم تنگه برات خیلی هواتو کردمهوای باشه گفتن و ناز نگاتو ک...

##فنجانی_چای_باخداقسمت بیست و ششآنقدر سرعتِ چرخیدنِ سرم به س...

پانته‌آ صفایی

خاطرت خیلی عزیز است دیوانه جان🌸💞🌸و من برای دوست داشتنت مگر م...

خاطرت خیلی عزیز است دیوانه جان🌸💞🌸و من برای دوست داشتنت مگر م...

خاطرت خیلی عزیز است دیوانه جان🌸💞🌸و من برای دوست داشتنت مگر م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط