زنی که در شب های کوتاه تابستان

زنی که در شب های کوتاه تابستان
گوشه ی دنج رویاهایش می نشیند؛
خیالت را می بافد
نگاهت را می بافد
و از عطر بی نظیر آغوشت
گره کوری بر آرزوهایش می زند،

می خواهد در یلدای بلند زمستان،
تو را به تن کند
تو را در آغوش بگیرد
تو را نفس بکشد ...

راستش را بخواهی رفیق!
خیالبافی
تقدیر عاشقان است؛
وگرنه این را همه می دانند
هیچ زن عاقلی با
بافتنی هایش به بدرقه تیرماه نمی رود ...
دیدگاه ها (۱)

شاید عجیب بنظر برسد اما...زنی که در شبهای کوتاه تابستان گوشه...

شاید عجیب بنظر برسد اما...زنی که در شبهای کوتاه تابستان گوشه...

💔 00:00 💔دوست داشتم یکسال تمام برای روز تولدت برنامه ریزی کن...

رمان: طنین سکوت (Echoes of Silence)🎼 پارت سوم: در میانِ بخار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط