{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پیرمردبه منشی اش گفت یک هفته بریم شمال! منشی به شوهرش گ

پیرمردبه منشی اش گفت یک هفته بریم شمال! منشی به شوهرش گفت یک هفته میرم ماموریت ! شوهره به دوست دخترش گفت یک هفته خونه خالیه ! دوست دخترش به شاگرد خصوصیش گفت یک هفته میره مرخصی ! شاگرده به بابا بزرگش گفت آقاجون یک هفته تعطیلم بریم شمال ؟! پیرمردزنگ زد قرارو با منشی کنسل کرد. زمین گرده، بگرد تا بگرده
دیدگاه ها (۱)

به انگشت نخی خواهم بستتا فراموش، نگردد فردازندگی شیرین است، ...

سالاد مهمونى امشبم,سليقم چطوررررررره؟

دلتنگی يک معجزه است ! معجزه ای که به قلبها فرصت به ياد هم بو...

دموکراسی بین من و تواین است که همیشهدر همه چیزحقبا چشم هایت ...

پیرمرد به منشی اش گفت یک هفته بریم شمال! منشی به شوهرش ...

پیر مرد به منشی اش گفت یک هفته بریم شمال!منشی به شوهرش گفت ی...

دنیا خییییییییییییییییییییییییییییلی گرده پیــــر مرد بــه م...

پیر مرد به منشی اش گفت یک هفته بریم شمال! منشی به شوهرش گفت ...

پير مرد به منشي اش گفت يک هفته بريم شمال! منشي به ش...

پیرمرد به منشی اش گفت : جمع کن یک هفته بریم شمال ، منشی به ش...

پیرمرد به منشی شرکتش گفت بیا یه هفته بریم شمال..منشی به شوهر...

پیر مرב بـہ منشے اش گفت یڪ هفتـہ بریҐ شمال!منشے بـہ شوهرش گف...

رییس شرکت به منشی گفت کارهات و بکن میخواییم 1 هفته بریم مساف...

مدیر ومنشی مدیر به منشی میگه برای یه هفته باید بریم مسافرت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط