{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پیرمرد به منشی اش گفت : جمع کن یک هفته بریم شمال ، منشی ب

پیرمرد به منشی اش گفت : جمع کن یک هفته بریم شمال ، منشی به شوهرش گفت : یک هفته باید بره مأموریت! شوهره به دوست دخترش گفت : یک هفته خونه شون خالیه! دوست دختره به شاگرد خصوصیش گفت : یک هفته می ره مرخصی ، شاگرده به بابابزرگش گفت : آقاجون یک هفته تعطیل ام ، می شه بریم شمال؟ پیرمرده زنگ زد ، قرار و با منشی کنسل کرد!!! و این است چرخه هرزگی.....
دیدگاه ها (۳)

پیرمرد به منشی اش گفت یک هفته بریم شمال! منشی به شوهرش ...

پیر مرد به منشی اش گفت یک هفته بریم شمال!منشی به شوهرش گفت ی...

پیرمرد به منشی شرکتش گفت بیا یه هفته بریم شمال..منشی به شوهر...

دنیا خییییییییییییییییییییییییییییلی گرده پیــــر مرد بــه م...

پیرمردبه منشی اش گفت یک هفته بریم شمال! منشی به شوهرش گفت ...

پير مرد به منشي اش گفت يک هفته بريم شمال! منشي به ش...

پیر مرد به منشی اش گفت یک هفته بریم شمال! منشی به شوهرش گفت ...

پیر مرב بـہ منشے اش گفت یڪ هفتـہ بریҐ شمال!منشے بـہ شوهرش گف...

رییس شرکت به منشی گفت کارهات و بکن میخواییم 1 هفته بریم مساف...

مدیر ومنشی مدیر به منشی میگه برای یه هفته باید بریم مسافرت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط