{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رییس شرکت به منشی گفت کارهات و بکن میخواییم 1 هفته بریم م

رییس شرکت به منشی گفت کارهات و بکن میخواییم 1 هفته بریم مسافرت منشی زنگ زد به شوهرش گفت : 1 هفته باید برم ماموریت کاری شوهرش زنگ زد به دوست دخترش گفت خودت و آماده کن 1 هفته باید بیایی پیشم خونمون دوست دخترش : زنگ زد به شاگردش چون معلم خصوصی بود گفت 1 هفته مرخصی شاگرد زنگ زد به پدر بزرگش گفت این هفته من کلاس ندارم بریم بیرون بگردیم و هوا خوری پدربزرگ : زنگ زد قرارش با منشی شرکتش واسه مسافرت کنسل کرد!
اوه،اوه چه شیرتوشیری شده بودا..! یکی بدترازبعدی...
دیدگاه ها (۳)

موفقیت عشق در همراه دارد پارت ³( دوستان فامیلی ا.ت،لی هستش )...

پارت هفتمشینیچیرو سر سفره شما نشسته بود و سرشو آورد بالا و ب...

True Love④تهیونگ: باید دوباره از اول توضیح بدید که اون شب چه...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟑𝟎جیمین:خب من 25 سالمه. جونگکوک:هووف انگ...

سناریو قفل آبی پارت ۳

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART³⁵(نایون+...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۵لیویا ويو... از آین...

جدایی

حتماً! ادامه داستان رو از جایی که لیسا از کما بیدار شده و آت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط