عشق بی قید و شرط پارت اوللل

از زبان کیوکو
دوباره فرار کردم واقعا نمیدونم الان دفعه ی چندمه مایکی اگه پیدام کنه مردم
کیوکو دویید تو یک کوچه و دید کوچه بن‌بسته و یکی از افراد مایکی پیداش کرد
؟؟؟: اربابببب پیداش کردممممم
کیوکو فاتحش رو خونده بود مرده داشت میومد نزدیک و کیوکو راهی برای فرار نداشت
کیوکو زیر لب : دهنت سرویس
و مرده کیوکو رو گرفت و انداخت تو ماشین و مایکی عزیززززز نمایان شد
مایکی : این چندومین بارت بود ( سرددددد)
کیوکو . نمیدونم ( خیلیییییی آروم )
مایکی کیوکو رو گرفت و بردش‌تو امارت
مایکی. سانزو بیا ببرش
سانزو . چشم
کیوکو . ن ... نه ما... مایکی لطفااا قول میدم دیگه نرم لطفاااا
مایکی . دیگه دیر‌ شد
و سانزو کیوکو رو برد اتاق شکنجه
کیوکو. سانزو نه لطفاااا نکن
سانزو . ببخشید ولی نمیشه ( با پوز خند )
مایکی هم اومد اونجا نشست و نظاره کرد که عشقش چطوری زجر میکشه










ببخشید کم بارت دادمممممممم ولی شروع قوی ای داشتیممممممممم
دیدگاه ها (۳)

stolen

سناریو توکیو ریونجرز

part54. . ساعت حدود سه شب بود و اون تازه نیم ساعت پیش تونسته...

پارت نمیدونم چندم سناریوی سانزو

ادامه ا/ت : ببین عزیزم منو مایکی قبلا باهم خیلی صمیمی بودیم ...

تناسخ هالویینی فصل دو پارت 5

سناریو مایکی پارت ۱۰

بادیگارد ایرانی من🖤🥷نازنین: با سرعت باد رفتم سمت صدا وارد کو...

درد دوری

کسخلان گروگان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط