{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🔻حکایت

🔻حکایت

✍ از ابوسعید ابوالخیر سوال کردند : این حسن شهرت را از کجا آوردی ؟

🔸ابوسعید گفت : شبی مادر از من آب خواست. دقایقی طول کشید تا آب آوردم. وقتی به کنارش رفتم. خواب ، مادر را در ربوده بود. دلم نیامد که بیدارش کنم. به کنارش نشستم تا پگاه ...
مادر چشمان خویش را باز کرد، وقتی کاسه ی آب را در دستان من دید، پی به ماجرا برد و گفت: فرزندم امیدوارم که نامت عالم‌گیر شود
دیدگاه ها (۱)

#ازدواج_اجباری Part16زن عمو اومد تو و گفت:م.ت: چیشد دخت....و...

دعای مادر:روزی از ابو سعید ابوالخیر سوال کردند : این حُسن شه...

✍ دعای مادر:روزی از ابوسعید ابوالخیر،سوال کردند : این حُسن ش...

✍ دعای مادر:🌟 روزی از ابو سعید ابوالخیر سوال کردند : این حُ...

✍ دعای مادر:🌟 روزی از ابو سعید ابوالخیر سوال کردند : این حُ...

#حکایت از بایزید بسطامی سئوال کردند این حسن شهرت را از کجا آ...

از ابوسعید ابوالخیر سئوال کردند : این حسن شهرت را از کجا آور...

#دعـــای_مـــادر #بخون✍ روزی از ابوسعیدابوالخیر سوال کردند:ا...

#لطفا_گوسفند_نباشید#به_قلم_محمود_نامنی#کتاب_بخوانیم#بخش_اول✍...

Firouzeh: 🌷 اثر دعای مادر 🌷 از ابوسعیدابوالخیر سوال کر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط