در من دیوانه ای جا مانده که دست از دوست داشتنت برنمیدارد
در من دیوانه ای جا مانده که دست از دوست داشتنت برنمیدارد ، با تو قدم میزند ، با تو حرف میزند ، با تو میخندد ، با تو شعر میخواند ، قهوه میخورد ، .... فقط ..... فقط نمیتواند در آغوشت بگیرد ، به گمانم همین بی آغوشی او را خواهد کشت .....
- ۸۰۹
- ۲۵ مهر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط