{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بیمــاری سَختــی گرفتــــه ام..

بیمــاری سَختــی گرفتــــه ام..

نامَش تنهایــی است...!

دَرد عَجیبـــی دارد مدام از درد بــه خودَم مــی پیچَــم...!!

بــه سُـراغ هَـر طبیــبـی مــیروَم سَخت مــی گریــزَد...!!

از دست زَدن بــه آن از دَرمانَش ...!

گویــی تَرس دارَد از سرایَت این ناشنـاختـــه...!

سُــرفـه کــه میکنَــم...!

تمام درد ها و غصـه هایَــم مـی پاشَــد روی دستمال...!

این لَختــه لَختـه ها خون نیست...!

ذَره ذَره وجودم است ..!
دیدگاه ها (۱)

روزگار عوض شد... مثل دفترهای قدیمی کاهی بودیم، دو به دو با ...

در سرزمــین من کــسی بوســـــــــــه فرانسوی بلد نـــــیست.....

فقط برای خـــودم هستم مــــــن ! نه زیبایم و نه مهربـــان و...

سینا، با آن بدنِ لرزان و ذهنی که انگار دارد از هم می‌پاشد، ب...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ باران از غروب...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت هشتم: بازیِ دو رویِ پرده 🎭[دیدگاه ته...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 8️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ روی صفحه‌ی گوشی‌ات...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 9️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ صورتش هیچ تغییری ...

پارت ۴۷

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 🔟╯Ⓟⓐⓡⓣ جیمین همان لحظه از د...

بیمــاری سَختــی گرفتــــه ام.. نامَش تنهایــی است...! دَر...

بیمــاری سَختــی گرفتــــه ام.. نامَش تنهایــی است...! دَر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط