بیماری سختی گرفته ام..
بیماری سختی گرفته ام..
نامش تنهاییست..!!
درد عجیبی دارد، مدام از درد به خود می پیچم..
به سراغ هر طبیبی میروم،سخت میگریزد از من..
از دست زدن به آن، از درمانش..!!
گویی ترس دارد از سرایت این ناشناخته..
سرفه که میکنم ؛
تمام دردها و غصه هایم می پاشد روی دستمال..!!
این لخته لخته ها خون نیست...
ذره ذره ی وجودم است....!!!!!
نامش تنهاییست..!!
درد عجیبی دارد، مدام از درد به خود می پیچم..
به سراغ هر طبیبی میروم،سخت میگریزد از من..
از دست زدن به آن، از درمانش..!!
گویی ترس دارد از سرایت این ناشناخته..
سرفه که میکنم ؛
تمام دردها و غصه هایم می پاشد روی دستمال..!!
این لخته لخته ها خون نیست...
ذره ذره ی وجودم است....!!!!!
- ۲۰۳
- ۰۹ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط