مهرو

کیان آروم گفت از کجا می‌شناسیش...

مرد جوان فکر میکنه دختر اونم ۱۳ ۱۴ ساله بود که خودکشی کرد همسن کیان ....
دوستشم ... کیومرث ... مامانتم منو می‌شناخت قبلا خیلی رفت آمد داشتیم ...
مامانم مرده ....
مامان منم ... وقتی ۱۲ ساله ام بود

چجوری بدون مادر موندی من دلم میخاد زودتر برم پیشش...
مرد خندید مگه بچه شدی تو مردی نباید ضعیف باشه ‌...
بلند شو بریم مسجد ... دست کیان گرفت همراه خودش به مسجد اورد ...
مرد با دیدن رضا سعی میکنه آروم باشه ...

سلام آقا رضا ... بهتون تسلیت میگم ...
رضا تشکر میکنه دست نوازشی به سر کیان میکشه ... کجا بودی بابا جان

کیومرث زودتر میگه پشت مسجد کنار پارک نشسته بود باهم اومدین

ممنونم کیومرث...این روزها اصلا حالم خوب نیست حواسم نیست ‌..
حق داری ...
بفرما ...
کیومرث تو مسجد به ساغر دخترش فکر میکنه اگه زنده بود الان باید ۱۷ سالش میشد

#مهرو
دیدگاه ها (۰)

&شیسه.... تو باید بری. اونا می‌کشنتشیسه میدونست. خوب چیکار م...

معرفی شخصیت های رمان 𝐌𝐚𝐟𝐢𝐚کیم تهیونگ | ۲۳ سالهوارث خاندان کی...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 10(لطفا اگه یادتون ن...

True Love②⑤تهیونگ: نه نرو من دو روز پیش درخواست پرستار دادم ...

سلام😂 یه پارت کوتاه نوشتم برای کسانی که فردا میرن مدرسه💝🔥عشق...

فیک کوک فصل ²پارت ⁷ویو ا.ت داشتم برای آخرین بار لباسمو مرتب ...

Fabric of Love~P5ویو بار*صدای خنده های مرد ها و زن های مست ت...

پارت ۲۱جونگ کوک:منظورت چیهیونا:دوستم به خاطر تو مرددد جونگ ک...

#تکپارتیموضوع:(وقتی به ریچارد بیشتر از تو اهمیت میده و تو عص...

dark life = 30

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط