{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هوای وصل و غم هجر و شورِ مینا مُرد

هوای وصل و غم هجر و شورِ مینا مُرد
برو، برو، که دگر هر چه بود در ما، مُرد

لبِ خموش مرا بین که نغمه ساز تو نیست
به نای من، چه کنم، نغمه های گویا مُرد

به چشم تیرهء من راز عاشقی گم شد
میان لالهء او شمعِ شامْ فرسا مُرد

به دامن تو نگیرد شرار ما، ای دوست
درون سینه ی ما آتش تمنا مُرد

ستاره ی سحری بود عشق بی ثمرم
میان جمع درخشید ،لیک تنها مُرد

ندید جلوه ی او چشم آشنایی را
گلی دمید به صحرا و، هم به صحرا مُرد

دریغ و درد! مگر داستان عشقم بود
شکوفه یی که شبانگه شگفت و فردا مُرد؟

ز دیده ی کس و ناکس نهان نماند، دریغ!
چو آفتاب به گاه غروب، رسوا مُرد
دیدگاه ها (۱)

هوای وصل و غم هجر و شورِ مینا مُردبرو، برو، که دگر هر چه بود...

بشر دوباره به جنگل پناه خواهد بردبه کوه خواهد زدبه غار خواهد...

کبری اسدی نیازی

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِاَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا ...

«فَصلُ‌الخِطابِ بَهرام مُحَمَّدی: انهدامِ سیستمیِ مافیا و مس...

«فَصلُ‌الخِطابِ بَهرام مُحَمَّدی: انهدامِ سیستمیِ مافیا و مس...

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِاَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا ...

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِاَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا ...

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِاَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا ...

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِاَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط