{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلبر به من رسید و جفا را بهانه کرد

دلبر به من رسید و جفا را بهانه کرد
افکند سر به زیر، حیا را بهانه کرد

آمد به بزم و، دید من تیره روز را
ننشست و رفت، تنگی جا را بهانه کرد

رفتم به مسجد از پی نظارهٔ رخش
بر رو گرفت دست و، دعا را بهانه کرد

آغشته بود پنجه‌اش از خون عاشقان
بستن به دست خویش حنا را بهانه کرد

خوش می‌گذشت دوش صبوحی به کوی او
بر جا نشست و، شستن پا را بهانه کرد
دیدگاه ها (۰)

دو روزی با غم و رنج و حوادث دنیا صبر کن بیدل جهان آخر چو اش...

!یـه شبـاییم هسـت انـقد حالـت بـده که میـبیـنی از چشـات اشـک...

دلبر به من رسید و جفا را بهانه کردافکند سر به زیر، حیا را به...

دلبر به من رسید و جفا را بهانه کردافکند سر به زیر، حیا را به...

دلبر به من رسید و جفا را بهانه کردافکند سر به زیر، حیا را به...

دلبر به من رسید و جفا را بهانه کردافکند سر به زیر و حیا را ب...

💕 💠 @Moonlightyy💠 💕 دلبر به من رسید و جفا را بهانه کردافکند...

دلبربه من رسید وجفاءرابهانه کردافکند سر به زیر، حیاءرا بهانه...

دلبر به من رسید و جفا را بهانه کردافکند سر به زیر، حیا را به...

دلبر به من رسید و جفا را بهانه کردافکند سر به زیرو حیا را به...

#دلبرِخوابدلبر به ما رسید و جفا را بهانه کردافکند سر به‌زیر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط