عربها «حامیتبار» هستند ، و نه «سامیتبار»
عربها «حامیتبار» هستند ، و نه «سامیتبار»
_____________________________________
همانگونه که در پیوست پنجم «تاریخ کوتاه ایران و جهان-893» آمد ، هاجر از خویشاوندان خودش که در «آداکمان (شبهجزیرهء) سینا» (1) مانا (ساکن) بودند ، برای اسماعیل ، همسری را گرفت (2) . عربها ، از آنرو که در آغاز ، کمشمار (کم تعداد) بودند ، همچنان از مردم «آداکمان (شبهجزیرهء) سینا» (1) ، برای خود همسر می گزیدند ؛ ولی با بزرگتر شدن «تبار عرب» ، آنها همسرگزینی از درون همایهء (جامعهء) خودشان را نیز آغاز کردند .
با رونهش (توجه) به برونگی (واقعیت) بالا یادشده (فوق الذکر) ، و اینکه هاجر و مردم «آداکمان (شبهجزیرهء) سینا» (1) ، «حامیتبار» بودهاند ؛ باید گفت که عربها نیز ، «حامیتبار» هستند ؛ ولی «زبانشناسان» ، از دیدگاه «گروهبندی (طبقه بندی) زبانی» ، زبان عربی را در گروه «زبانهای سامی» جای دادهاند ؛ چونکه «زبان عربی» ، گرچه از درهمآمیزی (ترکیب) «زبان سامی ابراهیم» و «زبان حامی هاجر» پدید آمده است ، ولی باید دانست که «زبان عربی» ، از «زبان سامیائی ابراهیم» بیشتر تاثیر پذیرفته است تا از «زبان حامیائی هاجر» ؛ و پایابراین (بنابراین) میتوان گفت که «زبان عربی» ، بیش از آنکه یک «زبان حامیائی» باشد ، یک «زبان سامیائی» است . ولی همچنین باید دانست که ، "زبان" یک "تبار" میتواند زبان خود آن "تبار" نباشد . به سرنام نمونه (به عنوان مثال) ، باید از همین مردمان مصری ، سوریه ای ، لبنانی ، لیبیائی ، الجزایری ، و مراکشی یاد کرد که پیش از تازش عربها در سالهای 633 تا 656 زادروزی (میلادی) ، دارای زبانهای ویژهء خودشان بوده اند ، ولی در پی این تازش ، و به زور شمشیر ، این زبانها از میان رفتند ، و این مردمان ، با اینکه عرب نبودند ، ولی «عربزبان» شدند.
با بشمار آوردن (در نظر گرفتن) داده های (اطلاعات) بالایادشده (فوقالذکر) ، باید گفت که : ناریزبینان (کم دقتها) ، و یا خودسوگرایان (غرضورزان) ، از نوشتههای دانشمندان «زبانشناس» و «تبارشناس» ، برداشتی نادرست کردهاند ، و عربها را «سامیتبار» دانستهاند ، و این برداشت را در میان بیشینهء (اکثریت) مردم کوچه و بازار جهان ، روان (پیش "ر") (رایج) کرده اند ؛ و از آن ، یک «نادرستگوئی همهگیر» (غلط مصطلح) ساختهاند . نخستین چرائی (دلیل) این ناریزبینان یا خودسوگرایان (غرضورزان) ، همین «سامیائی» دانسته شدن «زبان عربی» ، از سوی دانشمندان «زبانشناس» است . ولی دومین چرائی (دلیل) این آدمهای "ناریزبین" یا "خودسوگرا" ، اینستکه اسماعیل فرزند ابراهیم است ، و کمی از «ریزیاد» (ژن) ابراهیم «سامیتبار» ، در خون عربها هست . ولی در پاسخ به آنها ، باید گفت که : چون اسماعیل و فرزندان و نوادگان او ، از میان مردم «آداکمان (شبهجزیرهء) سینا» (1) همسرگزینی کردند و دیگر هیچگاه با فرزندان و نوادگان «اسحاق» همسری نکردند ، پایابراین (بنابراین) ، چندی (زبر "چ") (کمیت) «ریزیاد» (ژن) ابراهیم ، در تبار عرب ، به آن اندازه کم است ، که میتوان آنرا برابر با هیچ (صفر) گرفت.
بر پایهء گسترده گوئیهای (توضیحات) بالا ؛ باید گفت که به شایدگی (احتمال) بسیار بسیار فراوان ، در هنگام تازش «عربهای مدینه» به «ایران ساسانی» ، در سالهای 633 تا 651 زادروزی (میلادی) ؛ چهرهء عربها ، نزدیک به چهرهء امروزی مردم بومی مصر ، بوده است . ولی باید گفت که در پی 1400 سال همسری کردن عربها با زنان ایرانی ، رفته رفته (بتدریج) چهرهء عربها ، به چهرهء «ایرانیتبارها» ، نزدیک شده است.
(1) گرچه «آداکمان (شبه جزیرهء) سینا» ، امروزه بخشی از کشور مصر است ؛ ولی تا سال 1871 پیشازادروز (قبلمیلاد) ، بخشی از کشور مصر نبوده است و در آن ، شهر یافت نمیشده است و مردم آن ، روستانشین بودهاند.
(2) تورات - پیدایش - 21 - 21
_____________________________________
همانگونه که در پیوست پنجم «تاریخ کوتاه ایران و جهان-893» آمد ، هاجر از خویشاوندان خودش که در «آداکمان (شبهجزیرهء) سینا» (1) مانا (ساکن) بودند ، برای اسماعیل ، همسری را گرفت (2) . عربها ، از آنرو که در آغاز ، کمشمار (کم تعداد) بودند ، همچنان از مردم «آداکمان (شبهجزیرهء) سینا» (1) ، برای خود همسر می گزیدند ؛ ولی با بزرگتر شدن «تبار عرب» ، آنها همسرگزینی از درون همایهء (جامعهء) خودشان را نیز آغاز کردند .
با رونهش (توجه) به برونگی (واقعیت) بالا یادشده (فوق الذکر) ، و اینکه هاجر و مردم «آداکمان (شبهجزیرهء) سینا» (1) ، «حامیتبار» بودهاند ؛ باید گفت که عربها نیز ، «حامیتبار» هستند ؛ ولی «زبانشناسان» ، از دیدگاه «گروهبندی (طبقه بندی) زبانی» ، زبان عربی را در گروه «زبانهای سامی» جای دادهاند ؛ چونکه «زبان عربی» ، گرچه از درهمآمیزی (ترکیب) «زبان سامی ابراهیم» و «زبان حامی هاجر» پدید آمده است ، ولی باید دانست که «زبان عربی» ، از «زبان سامیائی ابراهیم» بیشتر تاثیر پذیرفته است تا از «زبان حامیائی هاجر» ؛ و پایابراین (بنابراین) میتوان گفت که «زبان عربی» ، بیش از آنکه یک «زبان حامیائی» باشد ، یک «زبان سامیائی» است . ولی همچنین باید دانست که ، "زبان" یک "تبار" میتواند زبان خود آن "تبار" نباشد . به سرنام نمونه (به عنوان مثال) ، باید از همین مردمان مصری ، سوریه ای ، لبنانی ، لیبیائی ، الجزایری ، و مراکشی یاد کرد که پیش از تازش عربها در سالهای 633 تا 656 زادروزی (میلادی) ، دارای زبانهای ویژهء خودشان بوده اند ، ولی در پی این تازش ، و به زور شمشیر ، این زبانها از میان رفتند ، و این مردمان ، با اینکه عرب نبودند ، ولی «عربزبان» شدند.
با بشمار آوردن (در نظر گرفتن) داده های (اطلاعات) بالایادشده (فوقالذکر) ، باید گفت که : ناریزبینان (کم دقتها) ، و یا خودسوگرایان (غرضورزان) ، از نوشتههای دانشمندان «زبانشناس» و «تبارشناس» ، برداشتی نادرست کردهاند ، و عربها را «سامیتبار» دانستهاند ، و این برداشت را در میان بیشینهء (اکثریت) مردم کوچه و بازار جهان ، روان (پیش "ر") (رایج) کرده اند ؛ و از آن ، یک «نادرستگوئی همهگیر» (غلط مصطلح) ساختهاند . نخستین چرائی (دلیل) این ناریزبینان یا خودسوگرایان (غرضورزان) ، همین «سامیائی» دانسته شدن «زبان عربی» ، از سوی دانشمندان «زبانشناس» است . ولی دومین چرائی (دلیل) این آدمهای "ناریزبین" یا "خودسوگرا" ، اینستکه اسماعیل فرزند ابراهیم است ، و کمی از «ریزیاد» (ژن) ابراهیم «سامیتبار» ، در خون عربها هست . ولی در پاسخ به آنها ، باید گفت که : چون اسماعیل و فرزندان و نوادگان او ، از میان مردم «آداکمان (شبهجزیرهء) سینا» (1) همسرگزینی کردند و دیگر هیچگاه با فرزندان و نوادگان «اسحاق» همسری نکردند ، پایابراین (بنابراین) ، چندی (زبر "چ") (کمیت) «ریزیاد» (ژن) ابراهیم ، در تبار عرب ، به آن اندازه کم است ، که میتوان آنرا برابر با هیچ (صفر) گرفت.
بر پایهء گسترده گوئیهای (توضیحات) بالا ؛ باید گفت که به شایدگی (احتمال) بسیار بسیار فراوان ، در هنگام تازش «عربهای مدینه» به «ایران ساسانی» ، در سالهای 633 تا 651 زادروزی (میلادی) ؛ چهرهء عربها ، نزدیک به چهرهء امروزی مردم بومی مصر ، بوده است . ولی باید گفت که در پی 1400 سال همسری کردن عربها با زنان ایرانی ، رفته رفته (بتدریج) چهرهء عربها ، به چهرهء «ایرانیتبارها» ، نزدیک شده است.
(1) گرچه «آداکمان (شبه جزیرهء) سینا» ، امروزه بخشی از کشور مصر است ؛ ولی تا سال 1871 پیشازادروز (قبلمیلاد) ، بخشی از کشور مصر نبوده است و در آن ، شهر یافت نمیشده است و مردم آن ، روستانشین بودهاند.
(2) تورات - پیدایش - 21 - 21
- ۲.۳k
- ۱۷ بهمن ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط