یا رب مباد کز پا جانان من بیفتد

یا رب مباد کز پا جانان من بیفتد
درد و بلای او کاش بر جان من بیفتد

من چون ز پا بیفتم درمان درد من اوست
درد آن بود که از پا درمان من بیفتد

#شهریار
دیدگاه ها (۲)

تَنَت به نازِ طبیبان نیازمند مباد وجود نازکت آزردهٔ گزند مبا...

چه‌ها با جان خود دور از رخ جانان خود کردممگر دشمن کند این‌ها...

مژدهٔ وصلِ تو کو کز سرِ جان برخیزمطایرِ قُدسم و از دامِ جهان...

آقای - خوبی - هاسلام آقای مهربون ای خوشا روزا که ما معشوق را...

دعوای شاعرانه :#حافظ:اگر آن ترکِ شیرازی به دست آرد دلِ ما را...

دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمی‌بینمدلی بی‌غم کجا جویم که ...

الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولهاکه عشق آسان نمود اول ولی...

برای پارت دوم‌فالو کن متن کامل :❤️به نام خداوند این سرزمینخب...

ای یار ناشناخته من دوست دارمتگاهی به جان و گاه به دل می سپار...

Attar#050622

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط