{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من که تسبیح نبودم،تو مرا چرخاندی مشت بر مهره تنهایی من پی

من که تسبیح نبودم،تو مرا چرخاندی مشت بر مهره تنهایی من پیچاندی ذکرها گفتی و بر گفته خود خندیدی از همین نغمه تاریک مرا ترساندی بر لب نام خدا بود،خدا شاهد ماست...بر لبت نام خدا بود مرا رقصاندی دست ویرانگر تو عادت چرخیدن داشت!عادتت را به غلط چرخه ی ایمان خواندی قلب صدپاره من مهره صد دانه نبود تو ولی گشتی و این گمشده را لرزاندی جمع کن رشته ایمان دلم پاره شدست من که تسبیح نبودم،تو چرا چرخاندی؟؟؟
دیدگاه ها (۱)

در ایـن شـهـر کــه نـمـی‌تـوان بــه هـیـچ‌کـساعـتـمـاد کـرد ...

مردی گفت:وقتی همسرم را انتخاب کردم،در نظرم طوری بودکه گویا ...

خوش به حال عروسک آویزان به آینه ماشین؛تمام پستی و بلندی زندگ...

ﺧﺪﺍﻭﻧﺪﺍ ﺑﺮﺍﻱ ﺷﺎﻧﻪ ﻫﺎﻱ ﺧﺴﺘﻪ ﻗﺪﺭﻱ ﻋﺸﻖ،ﺑﺮﺍﻱ ﮔﺎﻣﻬﺎﻱ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺩﺭ ﺗﺮﺩ...

من که تسبیح نبودم ، تو مرا چرخاندیمشت بر مهره تنهایی من پیچا...

من که تسبیح نبودم تو مرا چرخاندی مشت برمهره تنهایی من پیچان...

من که تسبیح نبودم تو مرا چرخاندیمشت بر مهرهٔ تنهایی من پیچان...

شعر : تسبیح من که تسبیح نبودم،تو مرا چرخاندی مشت بر مهره تن...

من که تسبیح نبودم ، تو مرا چرخاندی, مشت بر مهره تنهایی من پ...

من که تسبیح نبودم،تو مرا چرخاندی مشت بر مهره تنهایی من پیچان...

من که تسبيح نبودم ، تو مرا چرخاندیمشت بر مهره تنهايی من پيچا...

من که تسبیح نبودم تو مرا چرخاندیمشت بر مهرهٔ تنهایی من پیچان...

من که تسبیح نبودم ، تو مرا چرخاندیمشت بر مهره تنهایی من پیچا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط