{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حالم خراب بود و کسی باورش نشد

حالم خراب بود و کسی باورش نشد
شادی نقاب بود و کسی باورش نشد

گفتم نگاه می کندم مست می شوم
چشمش شراب بود و کسی باورش نشد

قلبم تمام عمر چنان زلف در همش
در پیچ و تاب بود و کسی باورش نشد

گفتند ابلهان که بگو دوست داریَـش
وصلش سراب بود و کسی باورش نشد

او یک بهشت بود ولی از بهشتِ او
سهمم عذاب بود و کسی باورش نشد

پرسید با کنایه که "من گفته ام نرو ؟ "
پرسش جواب بود و کسی باورش نشد ...
دیدگاه ها (۶)

اگر من نقاش اولام دونیانی زندان چکرم، اولومی- آیرلیقی-حسرت...

شب خوش

گرچـہ ر؋ـتے ز دلم حسرت روے تو نر؋ـت در این خانـہ بـہ امید تو...

شهر تبریز است و جان قربان جانان میکند.سرمه چشم از غبار کفش م...

حالم خراب بود و کسی باورش نشدشادی نقاب بود و کسی باورش نشد گ...

عاشقانه

حالم خراب بود و کسی باورش نشدشادی نقاب بود و کسی باورش نشدگف...

حالم خراب بود و کسی باورش نشدشادی نقاب بود و کسی باورش نشدگف...

حالم خراب بود و کسی باورش نشدشادی نقاب بود و کسی باورش نشدقل...

حالم خراب بود و کسی باورش نشدشادی نقاب بود و کسی باورش نشدقل...

حالم خراب بودوکسی باورش نشدشادی نقاب بودوکسی باورش نشدگفتم ن...

حالم خراب بودوکسی باورش نشدشادی نقاب بودوکسی باورش نشدگفتم ن...

حالم خراب بودوکسی باورش نشدشادی نقاب بودوکسی باورش نشدگفتم ن...

حالم خراب بودوکسی باورش نشدشادی نقاب بودوکسی باورش نشدگفتم ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط