{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حالم خراب بود و کسی باورش نشد

حالم خراب بود و کسی باورش نشد
شادی نقاب بود و کسی باورش نشد

گفتم نگاه می کندم شاد می شوم
چشمش شراب بود و کسی باورش نشد

قلبم تمام عمر چنان زلف در همش
در پیچ و تاب بود و کسی باورش نشد

گفتند ابلهان که بگو دوست داریَـش
وصلش سراب بود و کسی باورش نشد

او یک بهشت بود ولی از بهشتِ او
سهمم عذاب بود و کسی باورش نشد

پرسید با کنایه که "من گفته ام نرو ؟ "
پرسش جواب بود و کسی باورش نشد...
دیدگاه ها (۶)

همان قهوه تلخ همیشگی هستی.....که دیروز .....

سنگ بودم که کسی کوه حسابم نکندیخ زدم تا تب چشمان تو آبم نکند...

دنیای من بعد از تو اصلاً جای خوبی نیستاین گویِ چرخان ، مطلقا...

برای خون دل خوردن همیشه درد بسیار استبرای مرد حتی طعنه‌ی یک ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط