{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🍁

🍁
هر روز می پرسی که : آیا دوستم داری ؟
من جای پاسخ بر نگاهت خیره می مانم
تو در نگاه من ، چه می خوانی ، نمی دانم
اما به جای من ، تو پاسخ می دهی : آری
ما هر دو می دانیم
چشم و زبان ، پنهان و پیدا ، رازگویانند
وآنها که دل به یکدیگر دارند
حرف ضمیر دوست را ناگفته می دانند
ننوشته می خوانند
من « دوست دارم» را
پیوسته در چشم تو می خوانم
نا گفته می دانم
من آنچه را احساس باید کرد
یا از نگاه دوست باید خواند
هرگز نمی پرسم
هرگز نمی پرسم که : آیا دوستم داری
قلب من و چشم تو می گوید به من : آری...ـ ‌ ‌ ‌
دیدگاه ها (۱)

ای بانو!بیا حواسمان را پرت کنیم،مال هرکس دورتر افتاد،عاشق‌ ت...

‏وقتی زن ها شروع می کنند به ناز کشیدن و ناز خریدن تعادل دنیا...

یکسوی داستان رهایم کردی سوی دیگر در آغوشت آرامم خودت هم ادام...

‌‌انقدر برای رفتن عجله داشتیکه ندیدی این زن چگونه مشامش از ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط