{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

موشی در خانه ی صاحب مزرعه تله موش دید؛

موشی در خانه ی صاحب مزرعه تله موش دید؛
به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد؛
همه گفتند :
تله موش مشکل توست به ما ربطی ندارد؛
ماری در تله افتاد و زن مزرعه دار را گزید؛
از مرغ برایش سوپ درست کردند؛
گوسفند را برای عیادت کنندگان سر بریدند؛
گاو را برای مراسم ترحیم کشتند؛
و در این مدت موش از سوراخ دیوار نگاه می کرد؛
و به مشکلی که به دیگران ربط نداشت فکر می کرد.
"کلیله و دمنه"
دیدگاه ها (۱)

شب عملیات با سید داشتم حرف می زدم. یهو رفت کنار؛ رو به صحرا،...

هر دختری که دختر زهرا نمی شود هر بانویی که زینب کبری نمی شود...

...

یک مهندس روسی، تعدادی کارگر ایرانی استخدام کرد. کارگرها موقع...

🐀موشی در خانه صاحب مزرعه تله موش ديد. به 🐓 مرغ و 🐑 گوسفند و ...

Custom bride part : 4

موشی در خانه صاحب مزرعه تله موش ديد. به مرغ و گوسفند و گاو خ...

موشی در خانه صاحب مزرعه تله موش ديد. به مرغ و گوسفند و گاو خ...

حکایت

موشی در خانه صاحب مزرعه تله موش ديد. به مرغ و گوسفند و گاو خ...

موشی در خانه صاحب مزرعه تله موش دید.به مرغ و گوسفند و گاو خب...

موشی در خانه صاحب مزرعه تله موش ديد. به مرغ و گوسفند و گاو خ...

موشی در خانه صاحب مزرعه تله موش ديد. به مرغ و گوسفند و گاو خ...

موشی در خانه صاحب مزرعه تله موش ديد. به مرغ و گوسفند و گاو خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط