{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

موشی در خانه صاحب مزرعه تله موش ديد. به مرغ و گوسفند و گا

موشی در خانه صاحب مزرعه تله موش ديد. به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد. همه گفتند: تله موش مشکل توست به ما ربطی ندارد.
ماری در تله افتاد
و زن مزرعه دار را گزيد.
از مرغ برايش سوپ درست کردند.
گوسفند را برای عيادت کنندگان سر بريدند.
گاو را برای مراسم ترحيم کشتند
و در اين مدت موش از سوراخ ديوار نگاه میکرد و به مشکلی که به ديگران ربط نداشت فکر میکرد!
📚 کلیله و دمنه
دیدگاه ها (۶)

گویند مردی وارد مسجدی شد تا کمی استراحت کند...کفش‌هایش را گذ...

تنها خدا میداند و بستنها خدا میفهمد و بس.برای همه همینه...

چشم به امید ...

سفر با پدر و مادرتون بهتون خوش نمیگذره؟عیب نداره...وقتی کوچی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط