{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ادامه از پست قبل

ادامه از پست قبل
http://wisgoon.com/pin/27228169/

عباس(ع) با حدود بیست نفر از یاران امام(ع)، از جمله زهیر بن قین و حبیب بن مظاهر، نزد سپاهیان دشمن آمده پرسید که چه قصدی دارند؟
گفتند: به ما فرمان داده شده است در صورتی که تسلیم حکم ابن زیاد نشوید، با شما پیکار کنیم.
عباس(ع) فرمودند: فرصت دهید، تا مقصود و پیام شما را به اطلاع ابا عبدالله(ع) برسانم.
آنان پذیرفته و منتظر جواب ماندند.
حبیب بن مظاهر و زهیر بن قین از فرصت استفاده کرده و به نصیحت سپاهیان عمر سعد پرداختند.
حبیب بن مظاهر آنان را از کشتن عترت پیامبر(ص) و یاران آنها نهی کرد.
عزره بن قیس- از افراد عبیدالله بن زیاد- خطاب به حبیب گفت:
تا می‏‌توانی خودستایی کن!
زهیر بن قین در پاسخش گفت:
«ای عزره خداوند او را پاکیزه و هدایت کرده است؛ از خدا بترس و بدان که من خیرخواه توام. تو را به خدا مبادا از کسانی باشی که گمراهان را بر کشتن جان‌های پاک یاری بدهید.»
عزره گفت:
ای زهیر، تو که شیعه این خاندان نبودی و طرفدار عثمان بودی!
زهیر گفت:
«آیا اینکه اکنون در کنار حسینم، برایت کافی نیست که بدانی من پیرو این خاندانم؟! به خدا سوگند من هرگز به حسین بن علی(ع) نامه‌ای ننوشتم و فرستاده‌ای نزدش نفرستادم و هرگز به او وعده یاری ندادم، لیکن مسیر راه، من و او را با هم یک جا گرد آورد، چون او را دیدم و یاد رسول خدا(ص) و منزلت حسین نزد او افتادم و دانستم که سوی دشمن خویش و حزب شما می‌رود آن‌گاه مصلحت چنین دیدم که یاری‌اش دهم و در حزب او باشم و جان خویش را برای آنچه که شما از حق خدا و رسول(ص) ضایع کردید سپر جانش گردانم.»

شب عاشورا، پس از آنکه، امام(ع) بیعت خود را از اصحاب و اهل بیتش برداشته و به آنان اجازه رفتن و نجات جان خویشتن داد؛ اصحاب آن حضرت(ع) هر کدام به نوعی وفاداری و پایداری خود را اعلام داشتند؛ پس از سخنان اهل بیت امام(ع)، مسلم بن عوسجه و پس از او زهیر بن قین برخاسته و گفت:
«به خدا سوگند دوست دارم کشته شوم، باز زنده گردم، و سپس کشته شوم، تا هزار مرتبه، تا خداوند تو و اهل بیتت را از کشته شدن در امان دارد!»

صبح عاشورا پس از اقامه نماز صبح، امام حسین(ع) یاران و لشکر خود را سازماندهی کرده و زهیر بن قین را فرمانده جناح راست لشکر و حبیب بن مظاهر را فرمانده جناح چپ لشکر کرد و پرچم جنگ را نیز به دست برادرش عباس(ع) سپرد.


لطفا ادامه را در پست بعدی بخوانید👇
http://wisgoon.com/pin/27228372/

#پیام_عاشورا #یا_حسین #یاحسین #امام_حسین #اباعبدالله_الحسین #کربلا #عاشورا #تاسوعا #علمدار_کربلا #ابوالفضل_العباس #حضرت_امام_حسین #حضرت_ابوالفضل #حضرت_عباس #محرم #اربعین

کانال تلگرام 🌸 مهر بانو ۲۰۱۸🌸
https://t.me/joinchat/AAAAAEZCXhtYKvSlLlU1Cw

اینستاگرام و تلگرام من: @MehrBanooo_2018
دیدگاه ها (۱)

قصه نوزدهم: یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

حجت‌الاسلام‌والمسلمین ماندگاری تبیین کرد؛ پنج شاخص یاری ولی خدا با الهام از سیره حضرت معصومه(س)

خیلی قشنگه با حوصله بخونید داستان حضرت حبیب بن مظاهر چیست؟ و...

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش اول)

قصه نوزدهم: یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش پایانی)

قصه پانزدهم: امام حسین (ع) زمینه ها (قسمت دوم)

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

قصه سیزدهم: امام حسن مجتبی (ع)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط