{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گر بيدل و بي‌دستم وز عشق تو پابستم

گر بيدل و بي‌دستم وز عشق تو پابستم
بس بند که بشکستم ، آهسته که سرمستم
در مجلس حيراني ، جاني است مرا جاني
زان شد که تو مي داني ، آهسته که سرمستم
پيش آي دمي جانم ، زين بيش مرنجانم
اي دلبر خندانم ، آهسته که سرمستم
ساقي مي جانان بگذر ز گران جانان
دزديده ز رهبانان ، آهسته که سرمستم
رندي و چو من فاشي ، بر ملت قلاشي
در پرده چرا باشي ؟ آهسته که سرمستم
اي مي بترم از تو من باده ترم از تو
پرجوش ترم از تو ، آهسته که سرمستم
از باده جوشانم وز خرقه فروشانم
از يار چه پوشانم ؟ آهسته که سرمستم
تا از خود ببريدم من عشق تو بگزيدم
خود را چو فنا ديدم ، آهسته که سرمستم
هر چند به تلبيسم در صورت قسيسم
نور دل ادريسم ، آهسته که سرمستم
در مذهب بي‌کيشان بيگانگي خويشان
با دست بر ايشان آهسته که سرمستم
اي صاحب صد دستان بي‌گاه شد از مستان
احداث و گرو بستان آهسته که سرمستم
#مولانا
#خاص #بینظیر #قشنگ #زیبا #ایده #هنری
دیدگاه ها (۱)

گر بی‌دل و بی‌دستم وز عشق تو پابستمبس بند که بشکستم آهسته که...

عاشقانه

گر بی دل و بی دستم وز عشق تو پابستمبس بند که بشکستم آهسته که...

گر بیدل و بی‌دستم وز عشق تو پابستمبس بند که بشکستم ، آهسته ک...

گر بی‌دل و بی‌دستم وز عشق تو پابستمبس بند که بشکستم آهسته که...

گر بیدل و بی‌دستم وز عشق تو پابستمبس بند که بشکستم ، آهسته ک...

گر بیدل و بی دستم وز عشق تو پابستمبس بند که بشکستم، آهسته که...

گر بیدل و بی دستم وز عشق تو پابستمبس بند که بشکستم، آهسته که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط