{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قهر چشمانت دلم را تکّه تکّه می کند

قهر چشمانت دلم را تکّه تکّه می کند
گر نباشی در وجودم درد چکّه می کند

سر بچرخان با دلم حرفی بزن ای مونسم
چون بخندی خنده ات بازار سکّه می کند

دست خود را روی قلب من بزارو گوش کن
عشق من را با تمام جانِ خود، تو نوش کن

سرنوشتت را به نام ِ من بزن جشنی بگیر
این رقیبان را چُنان دیوانگان مدهوش کن

جان بگیر و جانِ من را پیشِ خود در بند کن
بهترینم.... نازنینم.... تا ابد ای.... آخرین

آشتی کن با دلِ من ای طبیبم ای دوا
حال من را خوب کن با یک نگاهت ای شفا.......
دیدگاه ها (۱۳)

دیوانه شدم تا که نظر سوی تو کردممن هستی خود نذر دو ابروی تو ...

سلام......بوم صبحتان رنگین...و طرح زمینه اش مهربانی... ﺯﻧ...

زندگی کوچه سبزی است میان دل دشتکه در آن عشق مهم است و گذشت.ز...

‌ ‌ آمدم تا به نفســـهای تو عادت بکنمهر نفس گرم تر از قب...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

when silence became a scream last part

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

رمان تهیونگ

KIM V

قهر چشمانت دلم را تکّه تکّه می کندگر نباشی در وجودم ...

قهر چشمانت دلم را تکّه تکّه می کندگر نباشی در وجودم ...

قهر چشمانت دلم را تکّه تکّه می کندگر نباشی در وجودم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط