برترین مدل پارت ۱

یه خیاط یا بهتر بگم یه طراح لباس صدرصد به یه مدل احتیاج داره
ولی خوب طبیعتا هرکسی هم مورد توجه میتسویا قرار نمیگیره

از دید میتسویا: مثل یه روز دیگه همینجورس داشتم دنبال مدل میگشتم ولی فایدش چیه
همشون یا اخلاق ندارم یا اصلا با من کنار نمیان
همینجوری که داشتم راه میرفتم چشمم به یه کافه افتادم
رفتم داخلش که یه قهوه بخورم
رفتم یه جا نشستم
منتظر قهوه ام موندم که یهو یه باریستا رو دیدم که داشت قهومو اماده میکرد
به نظر خیلی ادم اجتماعی بود لبخند گرمی داشت
مثل اینکه خیلی خوش اخلاقم هست

نویسنده: با این که وظیفه باریستا اوردن قهوه سر میز نبود ولی با این حال اکثرا ا/ت این کارو انجام میداد
رفت سر میز میتسویا

ا/ت: سلام اقا خوش اومدید بفرمایید قهوت‌ون داغ داغ

میتسویا: ممنون

میتسویا: ببخشید سوالم خیلی نگهانی ولی اسمتون چیه؟

ا/ت: ا/ت هستم خوشبختم

میتسویا: منم متسویا هستم ببخشید ولی اگه میشه شمارتون رو بهم بدید

ادامه دارد

تا چند پارت ادامش بدم
دیدگاه ها (۶)

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۱ا/ت : از خواب بیدار شدم لبا...

«قهوه تلخ، لبخند شیرین»پارت ۱ هر روز ساعت ۴ عصر می‌رفتم همون...

سناریو کوک پارت دوم

سناریو کنما تک پارتی

سناریو کازتورا پارت اخر

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

سناریو مایکی پارت۳

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

True Love②⑨شب تهیونگ: ببخشید مزاحم شدم م.ب:این چه حرفیه خوش ...

پارت ۱ :ویو ا/ت : سلام من ا/ت هستم دختر یه خانواده ی پولدار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط