دستاتم را بگیر و مرا به بیداری برسان، خوابِ، آلوده ی دنیا

دستاتم را بگیر و مرا به بیداری برسان، خوابِ، آلوده ی دنیای رنگارنگ پر از تشویشِ دروغ و رذالت است، حبس در دنیایی اشباه از فساد و اختلاف فرهنگی و طبقاتی و زندان و تحقیر در گوشه ای از جمعیت جهان چه بدرد میخورد ؟
دستم را بگیر و مرا به بیداری برسان، از راه های پرخطر مرا به قلب آرامش برسان که آسان بدست نیاید که از کف نرود، گوشه ای دور از آغوش نگران مادرم و دست های پینه بسته ی پدرم، دور کن مرا از این جهان تا صدای نعره های پشت شکنجه ام را نشنوند، بودن یا نبودنمان چیزی را عوض نمیکند تا وقتی صدایمان را به گوش حق نرسانند، تا زمانی که پشت درد و منافع شخصی غرق شده ایم چیزی تغییر نمیکند، نه جامعه و نه بود و نبودمان
#ارمیاچناری
#deep_feeling
دیدگاه ها (۳)

پیله ی تنهایی منجهانِ اندک منای آشناترین واژه ی پر ابهامای ت...

بیداری طلوع زیبای روز شنبه بود که قبل از رساندن ساعت شش ، مق...

فاطمه سیاحتی شاعر ایرانی

به دلتنگی هایمـــ دست نزنمی شکند بغضــمـــــ یک وقت !!آنگاه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط